خطرناک‌ترین جاده‌های دنیا

خطرناک‌ترین جاده‌های دنیا

 اگر فکر می‌کنید عبور از اتوبان‌ها و جاده‌هایی چون تهران- سمنان- مشهد یا تهران- قم- اصفهان و یا حتی جاده هراز خطرناک‌ترین تجربه عمرتان بوده است باید بگوییم که هنوز با خطر به معنای واقعی فاصله دارید. این گزارش بر اساس آمار انجمن بین‌المللی سفرهای امن جاده‌ای تهیه شده است. //  

یونگاس شمالی

عنوان خطرناک‌ترین جاده دنیا به جاده یونگاس در بولیوی آمریکای جنوبی تعلق می‌گیرد. اگر جاده‌های دیگر خطرناک به نظر می‌رسیدند پا گذاردن در این جاده نوعی خودکشی محسوب می‌شود. این جاده دهه 1930 توسط زندانیان جنگ پاراگوئه ساخته شد. یونگاس با اسم مستعار «جاده مرگ» تنها مسیری است که از اعماق جنگل آمازون و رشته کوه‌های بلند آَندز و دره‌های عمیق آن می‌گذرد تا دو شهر لاپاز و کورویکو را به هم متصل کند. رانندگی در طول مسیر جاده یونگاس مثل رانندگی روی ترن هوایی است. در بعضی از نقاط ارتفاع جاده به 3600 متر از سطح دریا می‌رسد حال آنکه دره‌ای با عمق 2800 متر به فاصله چند سانتی‌متری از کنار جاده قرار دارد و کوچک‌ترین خطا باعث سقوط به آن دره عمیق مرگ‌بار می‌شود.

خاردونگ لا

این جاده که در هند قرار دارد یکی از سه مسیر ماشین‌رو مرتفع در دنیا است که 5359 متر از سطح دریا ارتفاع می‌گیرد. خاردونگ، Leh شمالی را به شیوک و نوبرا ولی متصل می‌کند. سطح این جاده، صاف‌تر و یک‌نواخت‌تر از بسیاری از جاده‌های هند است اما ارتفاع زیاد و طبعاً، کمبود اکسیژن برای وسایل نقلیه و انسان و هم‌چنین آب و هوای غیر قابل پیش‌بینی تردد را در این جاده به چالشی بزرگ تبدیل کرده است. سطح این جاده در وسط مملو از خاک و ماسه و در اطراف پر از سنگ‌های ریز و درشت است، که با در نظر گرفتن عدم به کارگیری گارد ریل، عرض کم و اشراف به دره‌ای عمیق از یک سو، هدایت و کنترل وسایل نقلیه را به امری دشوار مبدل ساخته است.

 

آزاد راه لنا

اگر از شرایط جاده‌های اطراف محل زندگی‌تان شکایت دارید، با دانستن در مورد این جاده، قطعا دیگر شکایتی نخواهید داشت. لِنا، شهر Yautsk را به جنوب روسیه متصل می‌کند و 1212 کیلومتر طول دارد. سطح آن کاملا خاکی بوده و هیچ آسفالتی ندارد. نه به خاطر بی مبالاتی مسئولان و عدم اختصاص دادن بودجه، بلکه به دلیل باران‌های مکرر و خاکی بودن سطح جاده، لِنا همیشه غرق در گل بوده و آسفالت کردن آن غیرممکن است. در زمستان با یخ زدن گل سطح مسیر، جاده لغزنده شده و برای رانندگان چالش برانگیز است. در تابستان نیز با بارش مکرر باران، لِنا به دریاچه‌ای از گل تبدیل می‌شود و تقریبا دو ماه از سال، کاملا گلی است. طبق گزارشات، بارها پیش آمده که این جاده گل آلود، اتومبیل‌های سبک وزن و کوچک را بلعیده است.

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه 1392/07/18 و ساعت 4:34 بعد از ظهر |

مقام معظم رهبري در بخش پاياني سخنانشان در ديدار با مردم تبريز به قضيه مهمي كه يكشنبه دو هفته قبل در مجلس پيش آمد پرداختند و نكات مهمي را در اين باره بيان كردند.
رهبر انقلاب با اشاره به ناراحتي ملت و نخبگان از اين مسئله افزودند: اين قضيه بد و نامناسب، بنده را نيز از دو جهت ناراحت و متأثر كرد يكي از بابت اصل وقوع ماجرا و ديگري بابت ناراحتي مردم از اين قضيه.
ايشان افزودند: در اين ماجرا متأسفانه رئيس يك قوه به استناد يك اتهام ثابت نشده و حتي مطرح نشده در دادگاه، دو قوه ديگر يعني مجلس و قوه قضاييه را متهم ساخت كه كاري بد، ‌غلط، نامناسب،‌ خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق بود.
رهبر انقلاب خاطرنشان كردند: اين رفتار، حقوق اساسي مردم را نيز تضييع كرد چرا كه زندگي در «آرامش و امنيت رواني و اخلاقي»، جزو حقوق اساسي ملت است.
رهبر انقلاب تأكيد كردند: بنده فعلاً نصيحت مي كنم كه اين كار شايسته اي براي نظام جمهوري اسلامي نيست.
ايشان استيضاح اخير را نيز كاري غلط خواندند و افزودند:‌استيضاح بايد فايده اي داشته باشد اما چند ماه مانده به پايان كار دولت،‌استيضاح يك وزير آن هم به خاطر مسئله اي كه مربوط به وزير نيست،‌چه علت و فايده اي دارد؟
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: در داخل مجلس هم كساني حرفهاي نامناسب بر زبان آوردند كه آن هم غلط بود.
ايشان خاطرنشان كردند: دفاع رئيس محترم مجلس هم قدري زياده روي بود و لزومي نداشت.
رهبر انقلاب تأكيد كردند: نه آن متهم كردن، نه آن برخورد كردن و نه آن استيضاح، ‌مسائل مناسبي نبود.
حضرت آيت الله خامنه اي پرسيدند: وقتي دشمن مشترك وجود دارد و توطئه ها از هر طرف شكل مي گيرد واقعاً جز افزايش برادري ها و ايستادگي در مقابل دشمن بايد كار ديگري كرد؟
رهبر انقلاب با اشاره به حمايتهاي خود از مسئولان كشور افزودند: بنده باز هم كمك مي كنم اما اين رفتارها، متناسب با سوگندها و تعهدات نيست، مسئولان عظمت ملت را ببينيد و رفتاري شايسته اين ملت انجام دهند.
ايشان تأكيد كردند: مسئولان،‌دولت و مجلس، همه تلاشهاي خود را براي حل گره ها و مشكلات اقتصادي مردم و كشور متمركز كنند زيرا همانطور كه چند سال پيش گفتم دشمن نقشه ها و توطئه هايش را در مسائل اقتصادي متمركز كرده است.
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: چند سال قبل درباره مبارزه با فساد اقتصادي، نامه اي به رؤساي قوا نوشتم مكرر مي گويند فساد اقتصادي اما اين كار به زبان گفتن تمام نمي شود بلكه نيازمند مبارزه عملي است، در عمل چه كار شد؟ در عمل چه كار كرديد؟ اين مسائل انسان را متأثر مي كند.
رهبر انقلاب افزودند: تقوا، تقوا، تقوا!، ‌از مسئولان توقع داريم با صبر، ميدان ندادن به احساسات سركش و ملاحظه مسائل كشور، همه توان و نيروها را براي حل مشكلات مردم متمركز كنند و حالا كه دشمني هاي دشمن شدت يافته، آنها هم رفاقتهايشان را شدت دهند.
حضرت آيت الله خامنه اي افزودند: انشاءالله اين نصيحت خيرخواهانه و مشفقانه مورد توجه مسئولان بخصوص مسئولان بالا قرار گيرد و به آن پايبند باشند.
ايشان خاطرنشان كردند: البته گله امروز من از برخي سران و مسئولان موجب نشود عده اي راه بيفتند و عليه اين و آن شعار دهند كه با اين كار هم مخالف هستيم.
رهبر انقلاب اسلامي، با انتقاد صريح و شديد از اقدام اخير برخي افراد در بر هم زدن مجلس سخنراني رئيس مجلس در قم افزودند: اينكه عده اي برخي را ضد ولايت و ضد بصيرت بنامند و شعار بدهند نظير آنچه اخيراً در قم روي داد، اقدامي غلط است و بنده كاملاً مخالف اين كارها هستم كه قبلاً هم نظير آن در مرقد مطهر حضرت امام (ره) اتفاق افتاد و به مسئولان تذكر دادم جلوي اين كارها را بگيرند.
رهبر انقلاب افزودند: كساني كه راه مي افتند و شعار مي دهند اگر واقعاً حزب اللهي و مؤمن هستند بدانند كه اين كارها به ضرر كشور و خلاف شرع است و اگر هم اعتنايي به اين حرفها ندارند كه حسابشان جداست.
رهبر انقلاب در پايان سخنانشان تأكيد كردند: آينده ملت بصير ايران به لطف الهي كاملاً روشن است و افقي به مراتب بهتر و درخشان تر در انتظار اين ملت و جوانان است.
در ابتداي اين ديدار آيت الله مجتهد شبستري نماينده ولي فقيه در آذربايجان شرقي و امام جمعه تبريز در سخناني با گراميداشت ياد و خاطره شهداي قيام 29 بهمن سال 56 در تبريز، به حضور كم نظير مردم آذربايجان در راهپيمايي 22 بهمن امسال اشاره كرد و گفت: پيام مردم بصير و موقع شناس ايران در راهپيمايي پرشكوه 22 بهمن، حفظ وحدت و همدلي در جامعه، توجه به حاكميت اخلاق در عرصه سياست، و تلاش مضاعف مسئولان براي حل مشكلات بود

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه 1391/11/28 و ساعت 5:56 بعد از ظهر |

    من کنت مولاه فهذا علی مولا

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین(ع)

   

 عید غدیر آغاز ولایت علوی و پادشاهی ابالحسن امیرالمومنین علی(ع) بر تمامی شیعیان جهان مبارکباد.

از امام صادق عليه السلام پرسيدند:

مقصود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از اينكه در روز غدير فرمود: ''من كنت مولاه فعلى مولاه'' چه بود؟ فرمود: بخدا قسم همين سوال را از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نمودند و آنحضرت فرمود:

خدا صاحب اختيار من است و به من از خودم صاحب اختيارتر است و در برابر دستورات او مرا امرى نيست؛ و من صاحب اختيار مؤمنينم و نسبت به آنان صاحب اختيارترم و در برابر من آنان را امرى نيست؛ و هر كس من صاحب اختيار اويم و نسبت به از او خودش صاحب اختيارترم على بن ابى طالب صاحب اختيار اوست و نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر است و در برابر او برايش امرى نيست.   

غدیر دست مزد صبر و متامت بزرگ مردی است که چاه های کوفه درد و دل های  او را  هرگز از یاد نخواهند برد     

اين مطلب كه قبلا بر پيامبر صلى الله عليه و آله وحى نازل شده بود و پيامبر صلى الله عليه و آله ابلاغ آن را به وقت مناسب‏ترى موكول مى‏كرد، به وضوح از خود آيه تبليغ، قابل فهم است; زيرا اين آيه مى‏فرمايد: «اى رسول! آنچه كه بر تو نازل شده بود را ابلاغ كن‏» و سپس تهديد مى‏كند كه «اگر اين كار را انجام ندهى رسالتش را انجام نداده‏اى .» پس مى‏بايست قبلا بر آن حضرت مطلبى نازل مى‏شد، تا در اين آيه بفرمايد: «آنچه بر تو نازل شده بود را ابلاغ كن‏» و از تهديدى كه در آيه وجود دارد نيز مى‏توان فهميد كه پيامبر صلى الله عليه و آله بنا به عللى، ابلاغ آن را به بعد موكول مى‏نمود . اين آيه سپس مى‏فرمايد: «والله يعصمك من الناس‏» ; و خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏دارد .

حضرت رسول در روايتي  مي‏فرمايد:

«روز غديرخم، برترين اعياد امت من است، روزي است كه خداي متعال مرا فرمان داد تا برادرم علي‏بن ابي‏طالب را به عنوان پرچمي هدايتگر براي امّتم تعيين كنم كه پس از من به وسيله او راهنمايي شوند، و آن، روزي است كه خداوند در آن روز، دين را كامل ساخت و نعمت را بر امّتم به كمال و تمام رساند و اسلام را به عنوان دين، برايشان پسنديد.»

كلام ديگر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله كه فرموده بود: «به من تهنيت بگوييد، به من تهنيت بگوييد.» نيز نشان دهنده همين عيد بودن روز غدير در كلام حضرت رسول است.

خود اميرالمؤمنين عليه‏السلام در ادامه خط پيامبر، اين روز را عيد گرفت و در سالي كه روز جمعه با روز غدير مصادف شده بود، در ضمن خطبه عيد فرمود:

«خداوند متعال براي شما مؤمنان، امروز دو عيد بزرگ و شكوهمند را مقارن قرار داده است كه كمال هركدام به ديگري است، تا نيكي واحسان خويش را در باره شما كامل سازد و شما را به راه رشد برساند و شما را دنباله‏رو كساني قرار دهد كه بانور هدايتش روشنايي گرفته‏اند و شما را به راه نيكوي خويش ببرد و به نحو كامل از شما پذيرايي كند. پس جمعه را محلّ گردهمايي شما قرار داده و به آن فراخوانده است، تا گذشته را پاك سازد و آلودگيهاي جمعه تا جمعه را بشويد، نيز براي يادآوري مؤمنان و بيان خشيت تقوا پيشگان مقرر ساخته است و پاداشي چند برابر پاداشهاي مطيعان در روزهاي ديگر قرار داده و كمال اين عيد، فرمانبرداري از امرالهي و پرهيز از نهي او و گردن نهادن به طاعت اوست. پس توحيد خدا، جز با اعتراف به نبوّت پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله پذيرفته نيست و دين، جز با قبول ولايت به امر الهي قبول نمي‏شود و اسباب طاعت خدا جز با چنگ زدن به دستگيره‏هاي خدا و اهل‏ولايت، سامان نمي‏پذيرد. خداوند در روز غدير، برپيامبرش چيزي نازل كرد كه بيانگر اراده‏اش در باره خالصان و برگزيدگان است و او را فرمان داد كه پيام را ابلاغ كند و از بيماردلان و منافقان هراس نداشته باشد و حفاظت او را عهده دار باشد... .

(تا آنجا كه فرمود:) رحمت خدا برشماباد! پس از پايان اين تجمّع، به خانه‏ها برگرديد و به خانواده خود، وسعت و گشايش دهيد و به برادران خود نيكي كنيد و خداوند را بر نعمتي كه ارزاني‏تان كرده، سپاس گوييد. باهم باشيد، تا خداوند هم متّحدتان سازد، به يكديگر نيكي كنيد، تا خداوند هم الفت شما را پايدار كند، از نعمت الهي به يكديگر هديه دهيد، آن گونه كه خداوند برشما منّت نهاده و پاداش آن را در اين روز، چندين برابر عيدهاي گذشته و آينده قرار داده است. نيكي دراين روز، ثروت را مي‏افزايد و عمر را طولاني مي‏كند. ابراز عاطفه و محبت به هم در اين روز، موجب رحمت و لطف خدا مي‏شود. تا مي‏توانيد، در اين روز از وجودتان خرج خانواده و برادرانتان كنيد و در برخوردها و ملاقاتها ابراز شادماني و سرور كنيد...»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه 1391/08/11 و ساعت 12:58 بعد از ظهر |

ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

156517 606 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

یک سال از درگذشت ناصر حجازی، اسطوره فوتبال ایران گذشت و هم‌اینک دوم خرداد، نخستین سالگرد اسطوره فوتبال است؛ او که طرفداران و هواداران فراوانی داشت و دارد و دومین دروازه‌بان برتر قرن بیستم قاره آسیا بود و حضور پررنگ پیش‌کسوتان، هنرمندان، مردم و حتی سیاسیون بزرگ در مراسم وی، مؤید این ادعاست؛ بنابراین، در آستانه سالگرد ناصر حجازی، بر آن شدیم تا ویژه‌نامه‌ای تنظیم کنیم و امیدواریم مورد توجه شما خوبان قرار بگیرد.ناصر حجازی متولد ۲۳ آذر ۱۳۲۸ در شهر تهران، دروازه‌بان نخست تیم ملی فوتبال ایران در دهه پنجاه بود و دو عنوان قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، یک عنوان قهرمانی در بازی‌های آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه خود دارد. او همچنین به همراه تیم تاج قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاه‌های آسیا بود.

به گزارش «تابناک»، وی در دوران مربیگری نیز تیم استقلال تهران را به نایب قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان رساند. فدراسیون بین‌المللی تاریخ و آمار فوتبال در انتخاب برترین‌های قرن بیستم، ناصر حجازی را دومین دروازه‌بان برتر قرن بیستم قاره آسیا پس از محمد الدعایه عربستانی و چهل و یکمین دروازه‌بان شایسته جهان معرفی کرده است.

حجازی در روز دوم خرداد ۱۳۹۰ پس از تحمل مدت‌ها رنج ناشی از بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسرای تهران درگذشت و در تاریخ چهارم خرداد ۱۳۹۰ خورشیدی در «قطعه نام‌آوران» بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

ناصر حجازی و غلامرضا تختی، تنها چهره‌های ورزشی هستند که نامشان در مجموعه مفاخر و نام‌آوران ایران زمین در کنار نام‌هایی چون ابوعلی سینا، سعدی شیرازی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، عطار نیشابوری، امیر کبیر، کمال‌الملک، جلال آل احمد، پروین اعتصامی، پروفسور محمود حسابی، دکتر علی شریعتی و دکتر جعفر شهیدی قرار گرفته است.

157437 717 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

زندگی ورزشی

خود حجازی گرایشش به فوتبال را این گونه تعریف می‌کند:

«من فوتبال را فقط تفریحی دنبال می‌کردم و رشته اصلی من بسکتبال بود و حتی برای تیم جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شدم و ماجرا از اینجا شروع شد که روزی با دوستان به تماشای بازی آموزشگاهی که تیم مدرسه ما هم در آن شرکت داشت، رفتیم.

در‌‌ همان روز، دروازه‌بان تیم مدرسه ما آسیب دید. مربی تیم مرا صدا زد و گفت: ناصر بیا درون دروازه بایست. من هم گفتم: آقا اصلا من نمی‌توانم. من فقط گاهی فوتبال بازی می‌کنم اون هم هافبک تیم، نه دروازه‌بانی! مربی دست بردار نبود و می‌گفت: تو قد بلند داری و بسکتبالیست هم بودی، حتما می‌توانی چند توپ هوایی رو بگیری.

خلاصه با اصرار مربی و با ترس و لرز و دلهره رفتم درون دروازه. آن روز برای من یک روز به یاد ماندنی و خاطره‌انگیز است. خودم هم باورم نمی‌شد، چرا با وجود آن‌که برای اولین بار درون دروازه ایستاده بودم، اینقدر خوب توپ می‌گرفتم. بازی که تمام شد، همه تماشاگرانی که برای دیدن مسابقه آماده بودن تشویقم کردند.»

157445 981 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

دوران بازیکنی باشگاهی

تیم فوتبال نادر در دسته دوم باشگاه‌های تهران، نخستین باشگاه حجازی بود و از‌‌ همان تیم به تیم ملی جوانان و تیم ملی بزرگسالان رسید. در سال ۱۳۴۸ به تاج پیوست و در‌‌ همان سال نخست، قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا و جام تخت جمشید را با این تیم به دست‌آورد.

وی تا پایان دوران بازیکنی خود به ‌جز یک سال و نیم در بین سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ که برای تیم شهباز بازی کرد و مدت کوتاهی پس از جام جهانی ۱۹۷۸ که با تیم منچستر یونایتد تمرین می‌کرد و پنج بازی برای تیم اصلی یونایتد انجام داد، در بقیه این مدت، توپچی تاج و استقلال تهران بود و با این تیم چندین دوره قهرمانی در لیگ کشور، جام باشگاه‌های تهران، جام حذفی ایران و جام باشگاه‌های آسیا را جشن گرفت.

حجازی در پایان دوران بازیکنی خود به بنگلادش رفت و پس از مدت کوتاهی دروازه‌بانی در تیم محمدان، سرمربی این تیم شد و در سال ۱۳۶۹ بازی خداحافظی خود را در همین تیم انجام داد.

بازی ملی

ناصر حجازی در مقابل بازیکن استرالیایی در بهار ۱۳۵۶، مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۸

حجازی نخستین بازی ملی خود را در ۲۲ شهریور ۱۳۴۸ در آنکارا در مقابل تیم ملی پاکستان انجام داد که با نتیجه چهار بر دو به سود ایران پایان یافت. آخرین بازی او هم در سال ۱۳۵۹ و در بازی ایران ـ کویت انجام گرفت و پس از آن به دلیل قانون عجیبی معروف به «قانون ۲۹ ساله‌ها» که حضور دروازه‌بانان بالای ۲۹ سال در تیم ملی را ممنوع می‌کرد، از تیم ملی کنار گذاشته شد. این قانون آن زمان تنها به ناصر حجازی ابلاغ شد.

156519 437 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

ناصر حجازی در دهه ۱۳۵۰ دروازه‌بان اصلی تیم ملی ایران بود و با این تیم، دو بار قهرمان جام ملت‌های آسیا (۱۹۷۲ و ۱۹۷۶) و یک بار قهرمان بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ تهران شد و در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین و المپیک ۱۹۷۲ مونیخ هم شرکت کرد و سهمیه حضور در المپیک ۱۹۷۶ مونترآل و مقام سومی جام ملت‌های آسیا ۱۹۸۰ را نیز به ‌دست آورد.

دوران مربیگری

نخستین تجربه مربیگری حجازی در محمدان بنگلادش بود و با این تیم، سه بار قهرمان لیگ کشور بنگلادش شد. نقطه اوج تاریخ این باشگاه با پیروزی بر تیم پرسپولیس و صعود به یک چهارم نهایی جام باشگاه‌های آسیا با مربیگری حجازی رقم خورد.

حجازی در سال ۱۳۷۵ سرمربیگری استقلال را پذیرفت و در زمانی کمتر از سه سال، موفق شد این تیم را به مقام نایب قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا، قهرمانی و نایب قهرمانی در لیگ کشور برساند. در این دوران، حجازی توانست تیم استقلال را پس از شکست یک بر صفر در تاریخ بیست و پنجم تیر ماه ۱۳۷۶مقابل تیمی از کشور آذربایجان در مسابقات جام خزر، در سی و دو دیدار پی در پی داخلی و خارجی بدون شکست هدایت کند.

نخستین شکست استقلال پس از سی و دو دیدار پیاپی بدون باخت، مقابل تیم فولاد خوزستان در تاریخ چهارم مرداد ۱۳۷۷از سری مسابقات لیگ کشور و در حالی که قهرمانی استقلال از چند هفته مانده به پایان مسابقات مشخص شده بود، رخ داد. حجازی پس از قهرمانی استقلال در جام باشگاه‌های ایران، در تاریخ دوم شهریور ۱۳۷۷ (ماه جولای) از سوی کنفدراسیون آسیا AFC به عنوان مربی بر‌تر ماه این قاره برگزیده شد.

در بیانیه AFC آمده است: حجازی توانسته است هم به عنوان مربی و هم بازیکن، استقلال را به مقام قهرمانی لیگ باشگاه‌های ایران برساند.


پنجشنبه نخستین مراسم سالگرد ناصر حجازی

مراسم نخستین سالگرد درگذشت مرحوم ناصر حجاری، پنجشنبه این هفته برگزار خواهد شد. این مراسم از ساعت ۱۰ صبح روز پنجشنبه، چهارم خرداد ۹۱ بر سر مزار وی در بهشت زهرا (س) قطعه نام‌آوران برگزار می‌شود. خانواده مرحوم حجازی در اطلاعیه‌ای از همه دوستداران وی درخواست کردند تا در این مراسم حضور داشته باشند.


حجازی در ایران هدایت تیم‌های بانک تجارت تهران، شهرداری کرمان، سپاهان اصفهان، ماشین سازی تبریز، ذوب آهن اصفهان، استقلال رشت، استقلال اهواز و نساجی قائمشهر را نیز عهده‌دار بود.

156522 733 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

حجازی در سال ۱۳۸۶ بار دیگر هدایت باشگاه استقلال تهران را پذیرفت، ولی به دلیل حمایت نکردن هیأت مدیره وقت و دخالت در کار وی، پیش از پایان نیم فصل از سرمربیگری استقلال کناره‌گیری کرد تا به عنوان مدیر فنی، بیننده عملکرد استقلال باشد. استقلال در‌‌ همان سال با تیمی که حجازی ساخته بود و تا راهیابی به مرحله نیمه نهایی، وی را در کنار خود می‌دید، توانست مقام قهرمانی جام حذفی کشور را بدست آورد.

ناصر حجازی در سال ۱۳۸۷ با پیشنهاد تیم ابومسلم خراسان روبه‌رو شد و به رغم نظارت بر عملکرد این تیم در چند بازی، به دلیل مشکلات مالی، پیشنهاد و هدایت این تیم را نپذیرفت.
وی در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹) به سمت مدیرفنی تیم فوتبال دی استرادا اسلواکی منصوب شد و توانست این تیم را راهی مرحله نیمه نهایی جام حذفی کشور اسلواکی کند که متأسفانه، به دلیل مبتلا شدن به بیماری سرطان ریه، نتوانست هدایت دی استرادا در این مرحله از مسابقات را عهده‌دار باشد تا زمینه حضور این تیم در جام یوفا فراهم آید.

حجازی در سال ۱۳۸۹ ریاست کمیته فنی و عنوان مشاور ارشد مدیریت باشگاه استقلال تهران پذیرفت و در باشگاه گسترش فولاد تبریز نیز با سمت نماینده تام الاختیار مالک باشگاه به این تیم مشاوره می‌داد.

او یک بار در دوره مصطفوی به عنوان مربی تیم ملی برگزیده شد، ولی بناگاه نام مایلی کهن به عنوان مربی تیم ملی از صدا و سیما اعلام شد؛ این تنها آرزویی بود که حجازی داشت و به آن نرسید.

157930 180 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

وی در زمان مربی‌گری‌اش، بازیکنان بزرگی همچون علی دایی، رحمان رضایی، علی رضا اکبرپور، علی اکبر استاد اسدی و امیدرضا روانخواه را به فوتبال ایران تقدیم کرد.


عملکرد مربیگری در لیگ









سپاهان اکتبر ۱۹۹۲ اکتبر ۱۹۹۳ ۱۷ ۱۰ ۶ ۱ ۲۹ ۹ +۲۰

استقلال تهران فوریه ۱۹۹۶ دسامبر ۱۹۹۹ ۶۷ ۴۵ ۲۰ ۳ ۷۵ ۵۳ +۲۲

ذوب آهن اصفهان دسامبر ۱۹۹۹ ژوئیه ۲۰۰۱ ۳۹ ۲۸ ۳ ۸ ۴۳ ۲۲ +۲۱

استقلال تهران اوت ۲۰۰۷ نوامبر ۲۰۰۷ ۱۴ ۵ ۵ ۴ ۱۹ ۲۵
 مجموع ۱۳۷ ۸۸ ۳۴ ۱۶ ۱۶۶ ۱۰۹ +۵۷

فعالیت سیاسی ریاست جمهوری ۱۳۸۴

حجازی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۸۴ نام‌نویسی کرد و گفته بود، اگر تأیید صلاحیت شود، سی میلیون رأی می‌آورد و اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات، احمد نیک‌کار را به معاون اولی برمی‌گزیند، ولی شورای نگهبان صلاحیت او را برای شرکت در انتخابات رد کرد. حجازی پس از رد صلاحیت در اطلاعیه‌ای از نامزدی هاشمی رفسنجانی حمایت کرد.

او پس از نام‌نویسی به روزنامه خبر ورزشی گفت:

«چه ایرادی دارد ورزشی‌ها هم کار سیاسی انجام بدهند؟ الان که در ورزش ما سیاستمداران فعالیت دارند، حالا چه ایرادی دارد مثلاً حجازی کار سیاسی کند؟ من شرایط اولیه را که برای ثبت نام دارم. اگر صلاحیتمان را تأیید کردند که شرکت می‌کنیم و فکر نمی‌کنم ایرادی داشته باشد.

آخرین دست خط حجازی

157431 963 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

ناصر حجازی درگذشت

156521 938 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

ناصر حجازی در سی‌ام اردیبهشت ۱۳۹۰ در حین دیدن دیدار تیم فوتبال استقلال مقابل پاس همدان در روز آخر لیگ برتر به‌دلیل وخامت حالش به کما رفت و در حالی که از بیماری سرطان ریه رنج می‌برد، در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۵۵ صبح، در بیمارستان کسری در تهران درگذشت.

کارنامه کلی حجازی

جام تیم مقام سال
دوران بازیکنی
جام باشگاه های تهران تاج قهرمان ۱۳۴۸
جام میلز هندوستان تاج قهرمان ۱۳۴۸
جام باشگاه های تهران تاج نایب قهرمان ۱۳۴۹
جام حذفی تهران تاج نایب قهرمان ۱۳۴۹
باشگاههای ایران تاج قهرمان ۱۳۴۹
جام باشگاه های آسیا تاج قهرمان ۱۳۴۹
جام میلز هندوستان تاج قهرمان ۱۳۴۹
جام باشگاه های آسیا تاج مقام سوم ۱۳۵۰
جام باشگاه های آسیا تاج مقام سوم ۱۳۵۰
جام چهار جانبه فوتبال تهران تاج قهرمان ۱۳۵۰
جام باشگاههای ایران تاج مقام سوم ۱۳۵۰
جام باشگاه های تهران تاج نایب قهرمان ۱۳۵۰
جام ملتهای آسیا تیم ملی ایران قهرمانی ۱۳۵۰
المپیک مونیخ ۱۹۷۲ تیم ملی ایران
۱۳۵۰
جام باشگاه های تهران تاج قهرمان ۱۳۵۱
جام دوستی تاج قهرمان ۱۳۵۱
جام میلز هندوستان تاج نایب قهرمان ۱۳۵۱
جام ایران تاج قهرمان ۱۳۵۱
بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تیم ملی ایران قهرمان ۱۳۵۲
جام اتحاد تاج نایب قهرمان ۱۳۵۲
جام تخت جمشید تاج نایب قهرمان ۱۳۵۲
جام علم تاج نایب قهرمان ۱۳۵۲
جام تخت جمشید تاج قهرمان ۱۳۵۳
جام تخت جمشید تاج قهرمان ۱۳۵۳
جام ملتهای آسیا تیم ملی ایران قهرمان ۱۳۵۴
مقدماتی المپیک تیم ملی ایران کسب سهمیه حضور در بازیهای المپیک ۱۹۷۶ ۱۳۵۴
جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین تیم ملی ایران
۱۳۵۶
جام ملتهای آسیا تیم ملی ایران مقام سوم ۱۳۵۸
جام باشگاههای تهران استقلال تهران نایب قهرمان ۱۳۶۱
جام باشگاههای تهران استقلال تهران قهرمان ۱۳۶۲
جام باشگاههای تهران استقلال تهران قهرمان ۱۳۶۴
دوران مربی‌گری
جام باشگاههای تهران استقلال تهران نایب قهرمان ۱۳۶۱
جام باشگاه‌های آسیا محمدان صعود به جمع ۸ تیم برتر
جام باشگاههای تهران استقلال تهران مقام چهارم ۱۳۷۵
جام خزر استقلال تهران قهرمان ۱۳۷۶
جام دوستی امارات استقلال تهران نایب قهرمان ۱۳۷۶
جام پرچم ترکمنستان استقلال تهران قهرمان ۱۳۷۶
جام چهار جانبه کیش استقلال تهران قهرمان ۱۳۷۶
جام آزادگان استقلال تهران قهرمان ۱۳۷۶
جام باشگاه های آسیا استقلال تهران نایب قهرمان ۱۳۷۷
جام آزادگان استقلال تهران نایب قهرمان ۱۳۷۷
جام حذفی کشور اسلواکی دی استراد صعود به مرحله نیمه‌نهایی ۱۳۸۸

یاد و نام ناصر حجازی در ورزشگاه آزادی-۲۲اردیبهشت ۱۳۹۱

در آخرین دیدار استقلال در لیگ بر‌تر ۹۰ ـ ۹۱ برابر تیم نفت تهران، در اواسط نیمه نخست، بینندگان با فریاد نام ناصر حجازی، یاد وی را گرامی داشتند.

«محبوب استقلال کیه، ناصر خان حجازییه»؛ شعاری بود که هواداران استقلال با سر دادن آن به تشویق اسطوره ملی ایران پرداختند.

آخرین وداع با اسطوره در آزادی؛ روز تشیع

157446 407 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

حضور همسر حجازی روی نیمکت مربیگری، تعجب گده و بوسه دایی بر تابوت حجازی

تشویق فردوسی‌پور به خاطر حمایت از حجازی

همسر ناصر حجازی برای دقایقی روی نیمکت مربیگری ورزشگاه آزادی نشست.

بازیکنان استقلال از جمله وحید طالب‌لو و مهدی امیر‌آبادی به شدت گریه می‌کنند. کادر فنی استقلال نیز در حال تشییع پیکر حجازی هستند. یورگن گده که این همه محبوبیت را تاکنون ندیده بود، با تعجب این مراسم را دنبال می‌کرد.

* علی دایی،  کریم باقری، بهرام افشارزاده، مهدی رحمتی، نامجو مطلق، حمید رمضانی، مراغه چیان، کربکندی، محمد نوازی، فرامرز ظلی، همایون بهزادی، جلالی، طالبی، عبدالرحمن شاه حسینی، کنگانی، حسن روشن، علی امیری، محمد نبی، منصور پورحیدری از جمله افراد حاضر در ورزشگاه بودند.

* یکی از فواره‌هایی که چمن را آب می‌دهد، خراب شده بود و همین موضوع باعث خیس شدن مردم شد.

* شعار «خداحافظ ناصر خان حجازی» و «حجازی بلند شو، ایرانی بی‌قراره» سر داده می‌شود.

* نزدیک پانزده هزار نفر در ورزشگاه آزادی حضور دارند و سینه‌زنی کردند.

* شعار «حجازی کاپلو» از زبان مردم نمی‌افتد.

* همسر ناصر حجازی پیش از آغاز مراسم، ناخودآگاه روی نیمکت مربیگری نشست و هواداران در همین زمان، شعار «حاجی یادت باشه، آتیلا باید باشه» را سر دادند.

* عکس‌های ناصرحجازی همچنان میان مردم پخش می‌شود. غلامحسین مظلومی نیز که در بین جمعیت حضور دارد، با گریه در حال تشییع پیکر حجازی است.

علی دایی با حضور در ورزشگاه آزادی بر تابوت ناصر حجازی بوسه زد.

علی دایی که در ورزشگاه حضور دارد، به سمت آتیلا حجازی رفت و او را در آغوش گرفت و دقایقی گریه کرد. دایی سپس به سمت پیکر حجازی رفت و بر تابوت وی بوسه زد.

فتح‌الله‌زاده در جلوی درب غربی ورزشگاه ایستاده بود و به میهمانان تسلیت و خوشامد می‌گفت.

پیشکسوتان استقلال، پرسپولیس و تیم ملی هر یک با اتوبوس جداگانه‌ای به ورزشگاه آزادی آمدند؛ اما به علت ازدحام پشت درب غربی این ورزشگاه نتوانستند به موقع خود را برای تشییع پیکر ناصر حجازی به ورزشگاه برسانند.

تشویق فردوسی‌پور به دلیل حمایت از حجازی؛ حضور آتیلا و تسلیت هواداران

مردمی که برای تشییع پیکر مرحوم ناصر حجازی به ورزشگاه آزادی آمده‌اند، به تشویق عادل فردوسی‌پور پرداختند.

تشییع‌کنندگان از عادل فردوسی‌پور به خاطر حمایتی که در برنامه دوشنبه شبش از ناصر حجازی داشت، تشکر کردند و به تشویق او پرداختند.

با ورود آتیلا حجازی به ورزشگاه او به سمت حاضرین رفت و مورد تشویق آن‌ها قرار گرفت. علاقه‌مندان به حجازی با تشویق‌های خود به آتیلا تسلیت گفتند. پیکر مرحوم ناصر حجازی نیز روی دست تشییع‌کنندگان در ورزشگاه آزادی حمل می‌شود و فضای حزن و اندوه، فضای ورزشگاه را فرا گرفته است.

مستند ناصر حجازی را این کارگردان می‌سازد

بهناز شفیعی، همسر زنده‌یاد ناصر حجازی با اعلام این خبر در خصوص کم‌وکیف مذاکره با حسن فتحی مبنی ‌بر ساخت مستندی درباره زندگی ورزشی ناصر حجازی گفت: طی مذاکرات متعددی که با کارگردان از جمله کیومرث پوراحمد و بهروز خلجی داشتیم، در ‌‌نهایت با حسن فتحی برای ساخت این مستند به نتیجه رسیدیم.

وی در ادامه افزود: پس از نهایی شدن توافقات بر سر ساخت مستند زندگی ناصر حجازی توسط حسن فتحی، این کارگردان پیش طرحی مبنی ‌بر کم و کیف ساخت این مستند ارائه کرد و قرار شد یک فیلم مستند و داستانی درباره زندگی ورزشی ناصر حجازی ساخته شود، به گونه‌ای که هیچ بازیگری به جای ناصر بازی نمی‌کند، بلکه یک روای که قرار است از بازیگران مطرح سینما باشد، با پیشکسوتان فوتبال درباره حجازی به گفت‌وگو خواهد پرداخت.

خدا شاهد است همین جاست

همه خاطرات ناگفته زندگی ناصر حجازی از زبان همسرش

157451 576 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

ابراهیم افشار:

نه، همه چیز فیلم بود. همه چیز بازی بود. اصلا شب بود ندیدیم. چشم‌هایمان باباقوری بود ندیدیم. ظلمات بود ندیدیم. شما ببخشید. اشتباه شد. همه آن سوگواری‌ها، نمایش بود. الان پیرمرد خنزر پنزری اتاق آپارات به هوش آمده است. الان دیگر چراغ‌ها روشن شده است. شما هم چشم‌هایتان را بمالید.

زندگینامه ناصر حجازی

همه آن بازی‌ها، نمایش‌ها، ننه من غریبم‌ها، مو کندن‌ها دروغ بود. شوخی بود. سرکاری بود. ناصرخان نمرده است. من تکذیب می‌کنم. خانم شفیعی تکذیب می‌کند. حتی «جانان» که چهارده ماه‌اش است و عکس ناصر را آنقدر لیسیده که جز مردمک چشم راستش و آزادگی‌هایش، هیچ چیز روز کارت پستال ناصر نمانده، تکذیب می‌کند.

همسایه‌ها هم تکذیب می‌کنند. گنجشک‌های شمس‌آباد هم تکذیب می‌کنند. و تمام آن جوان‌هایی که هر شب به موبایل ناصر پیامک‌های عاشقانه و پوچ‌انگارانه می‌فرستند، تکذیب می‌کنند. حتی فامیل‌ها و اقربای ناصر هم تکذیب می‌کنند. شما تکذیب این همه آدم را قبول ندارید، آن‌وقت می‌خواهید با تأییدیه مرده‌شوی‌ها و گورکن‌ها بگویید ناصر مرده است؟

شما این قدر به فرشته مرگ باور دارید. نه. پیرمرد خنزر پنزری چراغ‌های سینما شهر قصه را روشن کرده است. همه آن‌ها شوخی بود. نمایش بود. دروغ بود. فریب بود. ناصر نمرده است. ما سند داریم. سندهای محکم هم داریم. یکیش هم برای آقای قاضی کفایت می‌کند. گیرم همه این ده‌ها هزار پیامک را که بعد از مرگش به تلفن همراه ناصر می‌فرستند، هر شب هم می‌فرستد باور نکنید.

گیرم همه این تلفن‌ها را که خانم آتیلا جواب می‌دهد و دیگر از دستشان ذله شده باور ندارید. گیرم اینقه اینقه‌های جانان را باور ندارید ولی مرد حسابی! ما مدرک داریم دستمان. ایناهاش. گیرم صدای خود ناصر را قبول ندارید که به خواب خانم شفیعی می‌آید و می‌گوید به سوگوارانم بگویید توی راهرو‌ها و جلوی خانه، شلوغ نکنند همسایه‌ها ناراحت می‌شوند. این‌ها درست.

آتیلا

شاید من هم خیالاتی بشوم، شاید آتیلا و خانم شفیعی و جانان هم خیالاتی بشوند. ولی مدارک دیگر را چه؟ نگاه کن. توی این مدت بار‌ها شده که خانم شفیعی، پشت در را کلون نکرده، ولی صبح که پا شده دیده ناصر آمده و پشت در را خودش کلون کرده است. بار‌ها شده که همسایه‌ها به دیدن خانم شفیعی آمده‌اند ولی ایشان یادش رفته در آپارتمان را برایشان باز کند. خب ناصر همین جا بوده که در را برایشان قشنگ باز کرده و خانم شفیعی یکدفعه دیده که آن‌ها آمده‌اند تو.

گفته‌ مگر در باز بود؟ گفته‌اند که نه شما بازش کردی. ولی خانم شفیعی که دری وا نکرده بود. پس کی بوده؟ مگر غیر از این است که ناصر صبح تا شب همین جا‌ها می‌پلکد؟ غیر از ناصر این جور وقت‌ها کیست که در را برای مهمانان باز کند یا ببندد. حالا این‌ها هیچ. من چند تا پیرزن فامیل را نشان بدهم که آمده‌اند توی این سالن پذیرایی. کنار بنر بزرگ ناصر که همه سوگواران امضایش کرده‌اند نماز بخوانند، ‌اما توی قنوت دیده‌اند که ناصر دارد آن‌ها را نگاه می‌کند.

توی رکوع دیده‌اند که چشم‌های ناصر به یک طرف دیگر خیره است، توی قربتا‌الا‌ا… دیده‌اند که نه ناصر باز هم سرش را چرخانده سمت آن‌ها و تشهد‌ها را که گفته‌اند دیده‌اند که بسم‌ا… بسم‌ا… ت ت ت باز چشم‌های ناصر به‌‌ همان سمتی است که از اولش توی تصویر بزرگ «بنر» بوده و همچنان هست.

رفته‌اند خانم شفیعی را صدا کرده‌اند که بیا. نازی جون بیا. خانم شفیعی هراسون دویده که‌ها چیه؟ آب قند هم آورده. گفته‌اند که یک کمی بنشین زیر این «بنر». چشم‌های ناصر دارد حرکت می‌کند. قربانت بروم خدا. چرا ما این شکلی خیالاتی شده‌ایم. پیرزن مهمان هزار و یک صلوات فرستاده همان‌جا، صد و ده تا «یاحی یا قیوم» گفته است همانجا و خانم شفیعی چمباتمه زده زیر عکس که گردش چشمان ناصر را ببیند. الهی گردش چشمان ناصر.

ولی ناصر عین‌‌ همان روزهای پرابهتش توی تصویر ایستاده بود. با آن کت سورمه‌ای متمایل به بنفش.‌‌ همان روزهای پرابهتی که تا صدایش از در خانه می‌آمد، خود آتیلا می‌گوید که «مو‌هایم سیخ سیخ می‌شد. دیگر اگر تیمش باخته بود واویلا بود. تا می‌آمد خانه هر کس در خانه بود می‌گفت آخ آخ ناصر خان آمد، ‌ما برویم».

خود آتیلا می‌گوید: «من هیچ کس را به ابهت این آدم ندیدم. یعنی ممکن است کسی این همه ابهت داشته باشد. من هر چی نگاه می‌کنم توی جامعه فوتبال نمی‌بینم. هر چی فکر می‌کنم، خدایا ممکن است کسی این همه ابهت داشته باشد. نه نیست.» آتیلا می‌گوید: «همه خبر دار بودند.» آتیلا می‌گوید: خود بازیکن‌ها می‌گویند تا صدای ناصر‌خان از پارکینگ باشگاه یا محل تمرین می‌آمد بدنمان می‌لرزید. یک ابهتی داشت که.

156520 919 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

خود آتیلا می‌گوید: آقا فحش هم نمی‌داد‌ها. خانم شفیعی می‌گوید: «بچه‌ها تا حالا هیچ وقت باهاش با صدای بلند حرف نزده‌اند». شما بی‌زحمت به فعل این جمله دقت کنید. تا حالا نزده‌اند یعنی چه؟ باید می‌گفت تا روز مرگش نزدند. این مدرک را هم قبول ندارید؟ پیرمرد خنزپنزری آپاراتخونه زندگی را قبول ندارید؟ حیف که این حرف‌ها روی این کاغذ سفید صدا ندارند. حیف که هنوز کاغذ صدادار اختراع نشده است؟ و گرنه تمام این پیامک‌ها را از گوشی ناصرخان مستقیم می‌فرستادیم روی کاغذ. مگر کسی برای آدم مرده پیامک می‌زند؟ تا حالا دیده‌اید جوانی به موبایل اموات پیامک بزند؟ نه شوخی نمی‌کنم.

چند تا نمونه بیاورم؟ حالا تمام آن جوان‌هایی که می‌گویند ناصر، ما از این زندگی خسته شده‌ایم، همین روزهاست که تمام کنیم، ناصر تو عشق مایی، ناصر تو چشم مایی، حالا این‌ها هیچ، پس عاقله مردی مثل رضا وطنخواه که استاد دانشگاه هم هست چرا پیامک می‌فرستد؟ آتیلا خسته شد از بس که‌ هر شب این‌ها را دیلیت کرد. کدام حافظه، این قدر پیامک جا می‌گیرد. این یکی دیگر تازه تازه است که آتیلا از موبایل ناصر‌خان به تلفن همراه من فرستاده است: «زندگی دفتری از خاطره‌هاست/ یک نفر در دل شب/ یک نفر در دل خاک/ یک نفر همدم خوشبختی‌هاست/چشم تا باز کنی/عمر من می‌گذرد/آنچه باقی‌است فقط خوبی‌هاست/ناصر‌خان روحت شاد».

«می‌آمد اینجا نماز می‌خواند. می‌گفت تمام مدت چشما‌هایش حرکت می‌کردند. شب که می‌شود مردمک چشم‌هایش حرکت می‌کنند. مادر شوهر آتوسا گفت: هر طرفی می‌رفتم ناصر خان، آنجا را نگاه می‌کرد.» این صدای خانم شفیعی است. فکت دیگری می‌آورد: «دوستم می‌گفت قشنگ تکیه داده بود و من گفتم سلام. جوابم را نداد. همانطور واستاده بود پایین.»

نه باید برای روزنامه‌ها تکذیبه‌ای بفرستیم. این همه شلوغ کردند. این همه قیامت کردند. خودشان را به آب و آتش زدند. صد‌ها هزار آدم را جان به سر کردند اما ناصر الان همین جاست. توی همین خانه. ما مدارک دیگری هم داریم. حیف که روح‌ ناصر توی عکس جا نمی‌گیرد، وگرنه از جانان خواهش می‌کردیم این دفعه ناصر را دید، یک چیلیک بکند و عکس ناصر را برایمان ایمیل کند. آنوقت دیگر رویتان کم می‌شود؟ دیگر باور می‌کنید که مرگ ناصر کار پیرمرد خنزر پنزری آپاراتخونه بود؟

خانم شفیعی سند دیگری رو می‌کند: «چند روز پیش، طبقه پایینمان آمد خانه‌مان. وقتی می‌رفت گفتم در را ببند بی‌زحمت. من در آپارتمان را مثل قدیم‌ها از ده صبح باز می‌گذارم. باز است تا شب. نیم ساعت بعد، آمد تو. گفتم کلید داشتی؟ گفت نه در باز بود. شب‌هایی که کلون در را نمی‌اندازم قفل می‌کنم. باورتان نمی‌شود. ناصر خودش می‌آید در را می‌بندد. خدا شاهد است در را می‌بندد.

ارسلان می‌گوید قشنگ چفت‌اش افتاده. اصلا یک چیز عجیب غریبی است اینکه وقتی در را نمی‌بندم ناصر می‌بندد و وقتی باز نمی‌کنم خودش باز می‌کند. خدا شاهد است. یکی گفت این خیلی بد است. روح ناصر در همین جا مانده است. گفتم نه. این طور نیست. حتی کسی را فرستادم از این احضار روحی‌ها پرسید. گفتند اتفاقا خیلی هم خوب است. الان که هست. ما که حسش می‌کنیم. در را می‌بندد. چراغ را خاموش می‌کند. هر کس خوابش را می‌بیند همین طور است. چند روز پیش صبح زود زنگ زد و گفت: نازی، ‌خواب حجازی را دیدم. دست گل بزرگ آورده بود با خودش. به من گفت این را بده به نازی. بگو من همیشه خانه‌ام. ما که باور نکردیم رفتنش را».

نه تنها نازی خانم و مادر شوهر آتوسا و همسایه‌ها و فامیل و من گزارشگر ـ که دیدم مثل دو سال پیش کنار شومینه وایستاده و دارد پک می‌زند ـ بلکه خود آتوسا هم باور ندارد. آتوسا می‌گوید بابا رفته است اتریش. بالاخره می‌آید. سعید را نمی‌دانم. آن روز نبود. شاید هم بود و خواب بود و پیش ما نیامد، ولی الباقی دلالت بر این دارد که ناصر زنده است. همه آن سوگواری‌ها دروغ بود. باید تکذیبیه‌ای برای روزنامه‌ها بفرستیم. با شدت و حدت هم بفرستیم.

آهای! مگر خودت دیدی که این تنها اسطوره آشتی‌ناپذیر فوتبال ما، چشم‌هایش را ببندد. مگر خودت با چشم‌های خودت دیده‌ای؟ تو حتی شعورت هم قد آن بافنده قالیچه کوچکی که الان بر دیوار روبه‌روی سالن پذیرایی است و شعر «من آن گلبرگ…..» را که ناصر خیلی دوست داشت با دست‌های فقیرش بافته، نیست. یک روز در را زدند. نازی خانم گفته کیه؟ دید صدای نحیفی که از ته چاه می‌آید زمزمه می‌کند.

رفت پایین دید جوان فقیری با سر وضع مندرس یک تابلو گرفته دستش. باورش نشد. گفت پسرم برای چی آوردی آخه؟ تو چرا زیر بار این جور هزینه‌ها رفتی؟ خیلی هم تشکر کرده بود. پسر جوان نامه‌ای داده بود دست نازی خانم و گفته بود دوست داشتم این فرش را برایت ببافم ناصر‌خان. آن لحظه دل خانم شفیعی را انگار توی رختشویخونه شستند. تازه فهمید که ناصر فقط مال او نیست.

ولی این مردم مگر می‌گذارند؟ دایم زنگ می‌زنند نازی خانم پله‌ها را می‌رود پایین. کیه؟ یک دفعه می‌بینی برای ناصر از اصفهان گز آورده‌اند. می‌گوید «ما دیگر خجالت می‌کشیم.» ببین حتی آن‌ها هم باور دارند که ناصر همین حوالی است. این خانه را به همین راحتی‌ها ترک نمی‌کند. خیلی برایش زحمت کشیده است.

جنازه را که آوردند منزل. نازی خانم دوید پایین. جنازه توی پارکینگ بود. تا رسید بالای سرش گفت آخیش. دیگر راحت شدی. تو چقدر نگران خانواده بودی. تا لحظات آخر همه‌اش نگران بود. نگران بود که آتیلا کم نداشته باشد. نازی خانم گفت: «آخیش راحت شدی از آن همه درد. از آن همه نگرانی. یادت هست می‌گفتی من مثل شیر پشتشان واستاده‌ام؟ یادت هست می‌گفتی نکند این‌ها یک چیزی کم داشته باشند؟ اینجا را به چه مشقتی ساختیم. دانه به دانه آجر‌هایش یادم هست. دانه به دانه کاشی‌هایش. پول اصلی‌اش مال بنگلادش بود. این اواخر که دیگر هزینه‌ها زیاد شد کم آوردیم مغازه میدون محسنی را فروختیم ولی ناصر همیشه نگران بود».

صحبت که به اینجا رسید به آپارتمانی که با چه خون دلی ساخته شد، به دانه دانه آجرهای زندگی، به این‌که ناصر چقدر «خانواده دوست» بود، به یادش آوردم دوران عاشقیت در مدرسه عالی زبان را. گفتم فریدون دائم تعریف شما دو تا را می‌کرد. و از همین جا بود که دیگر فرمان رفت دست خانم شفیعی. من لالمانی گرفتم تا او بگوید. از دانه دانه آجرهای این زندگی دیرپای و مقایسه آن با همزیستی زوج‌های ناپایدار امروزی:

157937 158 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

«من نمی‌دانم چی باعث این چیز‌ها شده. آلودگی هوا یا هشت سال جنگ رویشان اثر گذاشت. با کوچک‌ترین ناملایماتی،‌ به هم می‌ریزند. من و ناصر در زندگی‌مان، خیلی ناملایمات را پشت سر گذاشتیم، ولی به روی خود نمی‌آوریم. دلم می‌خواست از جوان‌ها بپرسم چرا این قدر زود از همدیگر طلاق می‌گیرید؟ آخه آینده بچه‌هایتان چه می‌شود؟ ما خودمان کم ناملایمات ندیدیم ؛اما دم نمی‌زدیم. نسل ما خیلی به فکر بچه‌هایش بود. خیلی به اصول پایبند بود. البته من «بساز و بسوز» را هم قبول ندارم که چهل سال پای یک زندگی بسوزی. ولی آدمی بالاخره باید تحمل داشته باشد. باید یک خرده مشقت هم بکشند دیگر.

من و ناصر هم از دو خانواده متفاوت آمده بودیم. دو فرهنگ متفاوت و دو تربیت متفاوت. من از یک فرهنگ دیگر، ناصر از یک فرهنگ دیگر. ولی خیلی زود به فرهنگ تلاقی و تلاقی فرهنگی رسیدیم. زوج‌های نسل امروز هم باید تلاش کنند، یکخرده مثل همدیگر بشوند. علیرغم این‌که همه می‌گفتند یکی از محاسن اخلاقی ناصر، رک‌گویی‌اش بود، من همیشه با این خصلت مشکل داشتم. شما در خیلی جا‌ها خیلی چیز‌ها می‌بینید که نباید بگویید. با ناصر می‌رفتیم خانه یکی. عاشق خورشت بادمجون و قورمه‌سبزی‌های من بود. اگر قورمه‌سبزی میزبان به ذائقه‌اش نبود، خیلی راحت می‌گفت که چرا اینقدر بدمزه است، از نازی یاد بگیرید. ولی من دوست نداشتم این رک‌گویی‌ها را. مگر همه بدون ضعفند؟ این جور رک بودن اصلا قشنگ نیست. ما همیشه سر این مسأله ساده، با هم اختلاف داشتیم. می‌گفتم در فوتبال هر چی دلت می‌خواهد بگو. باید هم آگاه کنی مردم را ولی وقتی رک به طرف می‌گویی که مثلا مو‌هایت قشنگ نیست، این خوب نیست. بله من و ناصر اختلاف سلیقه با هم داشتیم ولی این اختلافات کوچک را بزرگ نمی‌کردیم. هی یکسره بهش نمی‌گفتم چرا چرا چرا؟

نسل ما آنقدر گرفتار میهمانی و رفت و آمد و یک‌قران دوزار بود که….. بگذار اصلا جریان این خانه را بگویم. ناصر وقتی از بنگلادش آمد. سه میلیون و صد هزار تومان پول فرستاد. من با‌‌ همان پول این خانه را ساختم. گرفتاری من خیلی زیاد بود. الان جوان‌ها خیلی راحتند، دغدغه ندارند. می‌پیچند به پر و پای هم. شاید قبل از این خانه من بیشتر از ده‌ تا خانه خریدم و فروختم؛ خودم تک نفری. ناصر همه‌ا‌ش با تیم ملی اردو بود. باشگاهی بود. بنگلادش بود. شش‌ماه در اردو بود.

یک بار زنگ زدم آقای مهاجرانی، گفتم اجازه می‌دهی آتیلا بیاید پدرش را ببیند؟ می‌دانید چطوری آتیلا را می‌بردم ناصر را می‌دید؟ همه بازیکن‌ها که می‌خوابیدند ناصر یواش می‌آمد پایین و آتیلا را می‌دید. در زندگی مشترک، زن و مرد باید وظایف جداگانه‌ای داشته باشند. ناصر هر وقت از من تشکر می‌کرد، ناراحت می‌شدم. می‌گفتم وظیفه‌ام است، تشکر ندارد که.

ولی نسل الان می‌بینید سر چه چیزهایی به پر و پای هم می‌پیچند؟ اصلا این حرف‌ها نیست. کسی که گرفتار است، می‌رود کارش را می‌کند و وظیفه‌اش را هم می‌داند چیست. دیگر همه‌ا‌ش به این فکر نیست که شوهرش کجا می‌رود و کجا می‌آید. من آنقدر گرفتار زندگی بودم که حد ندارد. الان بیشتر مشکلات جوان‌ها از سر بیکاری‌ است. ناصر اوایل عاشق پیکان بود. آنقدر بچه‌ها ناراحت می‌شدند که بابا ماشینت را عوض کن پیکان چیه؟ یک پیکان جوانان نقره‌ای داشت. بعد از این ‌که من زنش شدم خیلی اصرار کردم که عوض کن. می‌گفتم ناصر تو اگر می‌روی سر تمرین، باید بهترین لباس را بپوشی، باید بهترین ماشین را داشته باشی. نباید جلوی کسی کم بیاوری. حتی اگر وضع مالی‌ات خوب نباشید نباید کم بیاوری.

157938 610 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی

بعدش آمدیم پول‌هایمان را جمع کردیم و BMW ۲۰۰۲ گرفتیم. هشتاد هزار تومان خریدیم. با اصرار من، و گرنه او عاشق پیکان بود. یک منزلی هم توی سهروردی شمالی اجاره کردیم. نگاه کن ما پنج سال پیش پدر و مادر من زندگی کردیم. چون ناصر همه‌ا‌ش توی اردو تمرین و مسابقه بود و من هم توی نخست‌وزیری مترجم بودم.

ترم‌های دانشگاه را هم جوری تنظیم می‌کردم که ناصر وقتی در اردو و مسابقه است پیش پدر و مادرم باشم. البته من بیشتر از یک سال و نیم کار نکردم. دیدم وقتی می‌روم سر کار، آتیلا ناراحت می‌شود.

یک روز ناصر آمد به محل کار من و گفت بیا برویم. دیگر نمی‌خواهد کار کنی. خارجی‌ها داشتند پارک پریسان را می‌ساختند که قرار بود بزرگترین پارک وحش خاورمیانه باشد. من مترجمشان بودم و داشتیم حیوان‌ها را سفارش‌ می‌دادیم. از خارج بیاورند. گفت: کار نکن نازی. آتیلا صدمه می‌بیند. وضع مالی‌مان هم خیلی افتضاح بود. گفت من در زندگی‌ام هر کاری کرده‌ام بالاخره یک‌جوری زندگی را ادامه می‌دهیم. آتیلا نیاز به مادر دارد.

تا این را گفت من هم آمدم از رئیسم خداحافظی کردم و گفتم: ناصر می‌گوید کار نکن. آن زمان آتیلا در گران‌ترین مهد کودک تهران بود، ولی از صبح تا شب گریه می‌کرد. دیدم مادرم هم پیر شده. گفتم باشد دیگر نمی‌روم سر کار. ناصر هم یواش‌یواش قرارداد‌هایش شروع شد و یک‌خرده وضع مالی‌مان بهتر شد. رفتیم توی خیابان شریعتی، پشت پارک کورش خانه خریدیم. صد متر، به قیمت چهارصد هزار تومان در اوایل سال‌۵۷.

به ناصر گفتم چقدر پول داری؟ گفت دویست هزار تومان. برای جام جهانی پاداش گرفته بود. گفتم بقیه چی می‌شود؟ گفت: نمی‌دانم. رفتیم قولنامه کردیم. دویست هزار تومان کم داشتیم. رفت به مهاجرانی گفت که آقا ما صد تومان لازم داریم. گرفت برای جام جهانی. بقیه‌اش را هم رفتیم زیر قسط. ما در پنج سال، سال به سال خانه‌مان را ده متر به ده متر بزرگتر کردیم. تا این‌که نوبت رسید به همین خانه.

اینجا را شما اگر آن زمان می‌دیدید زورآباد بود. خیلی بد بود. گفتیم عیب ندارد ناصر می‌آییم برو بیابون، ولی در عوض متراژ خانه‌مان بیشتر می‌شود. اولش یک آپارتمان ۱۵۰ متری سه‌خوابه اینجا خریدیم. گفتم آیا محله برای تو خیلی مهم است؟ گفت: نه. فقط محیطمان باز‌تر باشد. ۱۵۰ متری را خریده بودیم که وقتی ناصر رفت بنگلادش آن را فروختیم و اینجا را که خیلی قدیمی‌ساز و کلنگی بود خریدیم. فقط پول زمینش را دادیم هفده میلیون تومان و بعدش یواش یواش پس از ۲۵ سال زندگی شروع کردیم به ساختن اینجا.

آتیلا می‌خواهد برود تمرین. جانان گریه می‌کند. نازی خانم می‌گوید: «نفسم بیا بغل مامان. می‌گوید ناصر عاشق این بچه بود. نفسش بود. هر وقت گریه می‌کند، عکس ناصر را می‌دهیم دستش آنقدر می‌بوسد تا آرام می‌شود. ببین از عکس ناصر رنگ و رویی نمانده است. آن روز فتح‌الله ‌زاده آمده بود. چهار ماه بود ناصر رفته بود. وقتی جانان را دید که عکس ناصر را روزی بیست بار می‌بوسد به گریه افتاد.» جانان با عکس ناصر که شیرین‌ترین اساب‌بازی‌اش شده است آرام می‌شود.

آتیلا می‌رود تمرین. درست بغل دست ما در سالن پذیرایی میزی چیده‌اند که آجیل و شیرینی خشک و عکس ناصر روی آن است. می‌پرسم پارسال همین موقع‌ها ناصر سر سفره هفت‌سین چه کار کرد. چه آرزویی کرد؟ می‌گوید فقط برای همه سلامتی خواست. برای خودش چیز خاصی نخواست. توپ را که در کردند، ناصر فقط می‌گفت خدایا به همه سلامتی بده. فقط سلامتی. مو‌هایش ریخته بود.

کنار سفره هفت سین، همه نشسته بودیم. آرزو کرد که هیچکس در فقر نباشد و همه مردم آسایش داشته باشند. صحبت از قدیم‌ها گل انداخته است. می‌خواهم بپرسم آن شعر معروفی که ناصر همیشه ورد زبانش بود و چقدر هم «زبان حال» او و جامعه‌اش بود را از چه کسی یاد گرفته بود.

خانم شفیعی می‌گوید «مادرم سواد اکابر داشت. شعر و شاعری را خیلی دوست داشت. با همه مشاعره می‌کرد. ناصر هم این شعر را خیلی قدیم‌ها از زبان مادرم شنیده بود. حدود ۲۵سال پیش.» دیگر سوالی توی ذهنم نمی‌چرخد اما مطمئنم حرف نگفته زیاد هست.

یکباره از زبانم بیرون می‌پرد: حال ناصر چطور است؟ می‌گوید: پریشب‌ها که هوا سرد شده بود. خیلی ناراحت بودم. می‌گفتم وای خدا چی کار می‌کند ناصر حالا. بعدش خودم را دلداری دادم: نه، ‌حالش خوب است. مردم آنقدر باهاش حرف می‌زنند که سرما را حس نمی‌کند. هر وقت می‌رویم سر قبرش امکان ندارد گل تازه رویش نباشد. امکان ندارد سنگ قبرش شسته شده نباشد. شب تا آن لحظه که در بهشت‌زهرا را می‌بندند، همیشه در کنارش ملاقات کننده دارد.

دیروز اول هفته بود. رفتیم. گفتیم الان خلوت است. قاعدتا هیچ کس نباید باشد. ولی گل‌های روی سنگ قبرش تازه تازه بود. همیشه خیالم راحت است که یک نفر پیشش است. خیلی‌ها سر خاک می‌آیند. دفعه پیش خانمی آمده بود و داشت گریه می‌کرد، تا حالا ندیده بودیمش. می‌گفت هر ماه می‌آمدم آقای حجازی کمکم می‌کرد. سه تا بچه قد و نیم قد داشت. هیچ کدام از ما نمی‌دانستیم. هر وقت می‌روم سر خاکش می‌گویم ناصر واقعا خوش به حالت. با قلوه سنگ می‌زنم به سنگ قبرش. می‌گویم خوش به حالت که این همه دوستت دارند.

چند وقت پیش دختر جوانی آمده بود سر خاکش داشت مثل باران بهاری گریه می‌کرد. بغلش کردم. گفتم چته؟ گفت دوست دارم بمیرم، ولی مثل او بمیرم. گفتم تو خیلی جوونی دختر. این حرف را نزن. از صبح شنبه تا شب جمعه، سنگ قبرش پر از گل‌های تازه است. می‌رویم دستمان به قبرش نمی‌رسد. باید جمعیت را کنار بزنیم. جمعیتی که بی‌آلایش و بی‌ریا دوستش دارند. این نعمتی است که خداوند به ناصر داده. من اهل فوتبال نیستم ولی غیر از صد‌ها اس‌ام‌اسی که هر روز برای موبایلش می‌آید، هنوز مردم از اهواز و کردستان و کجا و کجا هر روز زنگ می‌زنند. حداقلش ده تا تلفن داریم. با همه‌شان حرف می‌زنم. هنوز های‌های گریه می‌کنند. می‌گویم من خاک پای شما هستم.

آتیلا دیشب می‌گفت من تازه فهمیدم ناصر حجازی کی بوده. چند شب پیش با مرجانه خانم (همسر پروین) صحبت می‌کردیم. گفتم فقط من و تو مانده‌ایم مرجانه جان. گفت نه بابا خیلی‌ها مانده‌اند. گفتم مرجانه! راستی ما چقدر طاقت و تحمل داشتیم و خودمان نمی‌دانستیم. ما انگشت‌شماریم. گفت خانم آقا قراب و آقای مظلومی و آقای پورحیدری هم هستند.

یادگاری‌های ناصر چه شده‌اند؟ حالا موزه خصوصی او می‌تواند برای تاریخ فوتبال ایران، مرجع جالبی باشد. از خانم شفیعی می‌پرسم وسایل ناصر خان چه شد پس؟ یادگاری‌هایش؟ می‌گوید «عکس‌هایش خیلی مهم هست که هست. ساعت‌هایش را که آتیلا ورداشته. هر کس هم بخواهد نمی‌دهد. چون خودش دوستش داشت. یک عینک معروف داشت که توی بیشتر عکس‌ها هم هست، هنوز هست. لباس‌ها را گفتند بفروشیم برای کمک به کودکان سرطانی محک. دو سه تا چمدانشان کردیم و آتیلا برد سر کلاس فوتبال همه‌اش را. لباس‌های دروازه‌بانی‌اش هم دست محمد آقاست. از قدیم جمعش کرده. بهتر از چشمانش ازشان محافظت کرده. هر چی هم خواهش می‌کنیم که بابا یکی‌ش را بده خودمان می‌گوید چشمم را بخواهید این‌ها را نه.»

راستی گفتم چشم. یاد چشم‌های ناصر افتادم. چند سال پیش که چشم‌هایش پف کرده بود، حرفی پشت سرش کوک کردند که حالا آتیلا می‌گوید خودمان هم با شنیدنش خندیدیم. می‌گوید: «نمی‌دانم چه کسی این حرف را بر سر زبان‌ها و دهان مردم انداخت. یک روز آمد خانه و گفت: فلان مدیر کله‌گنده به من گفته تریاکی. من هم گفتم مسأله‌ای نیست با یک آزمایش ساده، معلوم می‌شود. رفته بود به یکی از مدیران رده بالای فدراسیون گفته بود فردا صبح آزمایش می‌دهم. به شرطی که ایشان هم بیاید آزمایش. بعدش نتیجه آزمایش را هم به مردم اعلام می‌کنیم. ولی آن آقاهه حاضر نشد به آزمایشگاه برود».

حالا دیدید ناصر زنده است؟ خدا بگویم این پیرمرد خنزر پنزری فتوگراف را چه کارش کند که آپاراتخانه را راه انداخت و همه‌مان چشم‌هایمان جادو شد روی پرده‌های نقره‌ای. حالا دیگر وقت آن است که رسما تکذیب کنیم مرگ ناصر را. وقتی چشم‌هایش در عکس‌هایش حرکت می‌کند. وقتی کلون در را می‌اندازد، وقتی در را وا می‌کند، وقتی برای نازی جان‌اش دسته گل می‌فرستد، وقتی موبایلش پر از پیامک‌های غمگین ملت است.

ما چه کاره‌ایم که جفت پایمان را بکنیم توی یک کفش و بگوییم ناصر رفت، ناصر از دست رفت. باید به آتیلا هم بگوییم باور نکند. هیچ کدام از کلیپ‌های مراسم عزاداری در شهر‌ها و روستا‌ها و قصبچه‌ها را باور نکند که مسجد‌ها پر می‌شوند و خالی می‌شوند و یک نفر می‌گوید برای شادی روح آن مرحوم تازه در گذشته الفاتحه! مهم این است که نازی خانم هر شب خواب ناصرش را می‌بیند، اما تا پا می‌شود برای بچه‌ها تعریفش کند یادش می‌رود.

مثل شب اول بی‌ناصری‌اش که نشسته بود آشپزخانه. چانه‌اش را تکیه داده بود به دست راستش. خواب هم نبود‌ها. فقط چشم‌هایش بسته بود. سرش را گذاشته بود روی کانتر آشپزخانه. سایه ناصر را می‌دید که می‌رود این طرف، می‌رود آنطرف. چشم‌هایش را مالیده بود که دستش را بگیرد و بگوید نرو. بگو که من تمام این ضجه‌هایی که امروز دیدم خواب بود. ناصرم، لطفا بگو که خواب بود. یک لحظه ناصر را دید. بخدا خودش بود.

چشم‌هایش را دوخته بود به نازی و می‌گفت: نازی جون به این‌ها بگو اینقدر گریه نکنید. اینقدر شلوغ نکنید اینقدر سر و صدا نکنید. همسایه‌ها ناراحت می‌شوند. نازی خانوم سریع چشم‌هایش را وا کرد. سرش را از روی کانتر ورداشت. جنبید که دستش را بگیرد و التماسش کند که نرود. یا اگر می‌رود تلفن همراه‌اش را هم با خود ببرد که زود زود خبر بگیرد و دلواپس مرد زندگی‌اش نباشد. اما نه. دست‌هایش در هوای سیال آشپرخانه، بی‌حرکت مانده بود. پس نگاهش را دوخت به میان جمعیت عزادار. اگر خود ناصر در میان جماعت نبود چطور خبر داشت که مردم دارند شیون می‌کنند و درست نیست که آدم همسایه‌هاش را زابراه کند؟ نه، در میان جمعیت پیدایش نکرد.

نه نازی خانم، نه آتوسا، نه مادر شوهر آتوسا، نه همسایه‌ها که ناصر در را برایشان وا می‌کند، نه فامیل نزدیک که وقتی می‌آیند ناصر را دم در می‌بینند که تکیه داده به دیوار ولی سلام آدم را نمی‌گیرد، نه رضا وطنخواه که هشت ماه است هر هفته پیامک می‌دهد به گوشی ناصر، و نه من که دارم شومینه‌ای را نگاه می‌کنم که ناصر آخرین بار ذغال‌کبابی را گل می‌انداخت اما الان برفی غمگین روی سقف شومینه‌اش نشسته، باور نداریم که او مرده است.

باید تکذیبیه‌ای برای روزنامه‌ها بفرستیم. او زنده است. خدا شاهد است که زنده است. این جمله «خدا شاهد است» را از نازی خانم یاد گرفته‌ام. آتیلا گفت که چند وقت پیش به خواب یکی از آشنایان رفته بود. مثل همیشه ‌تر و تمیز بود. انگاری توی میهمانی بود. کت و شلوار پوشیده بود. اما حالش خوب نبود. گفته بود به آتیلا بگویید نه. راضی نیستم عجیب است. هر وقت ما می‌خواهیم کاری بکنیم که راضی نیست بعد از چند روز به خواب یکی می‌آید و پیغام‌ش را می‌رساند. واقعا عجیب است.

همین روزهاست که پا بشود بیاید امجدیه. یا برود مغازه کریم شاهرودی. یا در فرودگاه پیدایش بشود که دارد از اتریش برمی‌گردد، یا در همین مجله ما یک پک به سیگارش بزند و بگوید شما‌ها چه سندی داشتید از مردگی من که این همه سر و صدا کردید؟ آنوقت شروع کند از روزهایی بگوید که حذف شده است. مثل دفعه آخری که بهم گفت من همیشه حذف شده‌ام.

نکند این بار هم حذف شده است! دعا کنید دستم به پیرمرد خنزرپنزری آپاراتخونه نرسد. کبابش می‌کنم. باز هم ناصر نازنین ما را حذف کردید؟ خسته نشدید از این همه حذف کردنش؟ مگر شما دارید هر روز و هر دقیقه و هر آن، جام «حذفی» برگزار می‌کنید آخه؟!

همشهری تماشاگر

157927 864 ویژه سالگرد درگذشت ناصر حجازی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1391/03/02 و ساعت 6:58 بعد از ظهر |

با توجه به این ‌که زانو درد مشکل بسیاری از افراد جامعه است و به علل مختلفی نیز ایجاد می‌شود، بهتر است نسبت به عوامل موثر در تشدید درد آگاه باشیم تا با اقدامات موثر، وضعیت را بهبود بخشیم.


آرتروز زانو

دکتر مسعود مهدوی، فوق تخصص روماتولوژی درباره دردهای زانو و روش‌های پیشگیری از آن می‏گوید: دردهایی که در ناحیه زانو احساس می‌شود یا مربوط به مفصل و ناشی از اختلالات و مشکلات داخل مفصل است یا دردهای مربوط به بافت‌های نرم اطراف مفصل. بیماری که با درد زانو روبه‌روست، باید به پزشک مراجعه کند تا پس از معاینات مشخص شود که درد و مشکل او مربوط به خود مفصل است یا بافت‌های اطراف آن.

آرتروز زانو، شایع‌ترین علت درد

آرتروز، شایع‌ترین علت درد مفصلی به ویژه میان افراد مسن است. آرتروز زانو مشکلی شایع است که اغلب مردم از آن به عنوان درد زانو یاد می‌کنند. بروز آرتروز میان خانم‌ها شایع‌تر است و افراد مسن را بیشتر درگیر می‌کند؛ به طوری که افراد بالای پنجاه سال بیشتر در معرض این بیماری قرار دارند.

آرتروز زانو همراه با تورم، گاهی با درد یا خشکی مفصل نمایان می‌شود. آرتروز به زبان ساده به معنای ساییدگی غضروف مفصل است که به علل مختلفی ایجاد می‌شود؛ تا کنون علت اصلی بیماری شناخته نشده، اما عوامل مستعد کننده بیماری مشخص است.

سن، وزن و جنسیت از جمله عوامل موثر در بروز آرتروز است؛ به طوری که با افزایش سن و وزن احتمال روبه‌رو شدن با این بیماری نیز بیشتر می‌شود. همچنین همان‌طور که گفته شد، بیماری میان خانم‌ها نیز شیوع بیشتری دارد.

بیماری‌هایی مانند دیابت یا مشکلاتی که زمینه‌ساز ابتلا به آرتروز است و ضربات مکرری که طی سال‌ها به زانو یا مفصل وارد می‌شود نیز می‌تواند موجب بروز آرتروز شود. به عنوان مثال افرادی که به دلیل نوع شغلشان، بیشتر از مفاصل و زانوها استفاده می‌کنند، بیشتر در معرض این بیماری قرار دارند.

توصیه‌هایی برای بهبود درد

اگر بیمار با درد و مشکلات ناحیه زانو روبه‌رو باشد، حتماً در پی یافتن راهی برای کاهش این عوارض خواهد بود، اما به چه شیوه‌هایی می‌توان درد و ناراحتی زانوها را کاهش داد؟

درد یکی از مهم‌ترین علائم بیماری است. وقتی نشانه‌ها بروز می‌کند، بیمار به پزشک مراجعه کرده و از او می‌خواهد به شیوه‌ای دردش را کاهش دهد، ولی باید بدانید کاهش درد به ضرر بیمار است چون در صورتی که درد از بین برود، بیمار متوجه شرایط نیست و فشار بیشتری به زانو و مفصل وارد می‌کند. غافل از این که این فشار باعث افزایش آسیب‌دیدگی مفصل می‌شود.

برای كاستن درد و کاهش علائم بیماری، اولین اقدام برای بهبود، کاهش وزن است. همچنین باید حرکاتی را که موجب ایجاد فشار بر مفصل می‌شود، کمتر انجام دهید؛ به عنوان مثال کمتر از پله‌ها بالا و پایین بروید، کمتر پیاده‌روی کنید و بلند کردن اجسام سنگین را نیز کاهش دهید. همچنین باید به جای استفاده از توالت معمولی از توالت فرنگی استفاده کنید. تقویت عضلات اطراف مفصل نیز می‌تواند برای کاهش فشار وارد بر مفصل موثر باشد.

ثابت شده است که به ازای هر یک کیلوگرم کاهش وزن، حدود ده برابر فشار وارد بر مفصل کاسته می‌شود. استفاده از مسکن‌ها و داروهای کاهش دهنده درد نیز فقط در مواردی توصیه می‌شود که درد بیمار به صورت ناگهانی، همراه با تجمع مایع در مفصل و به صورت یک واکنش التهابی ایجاد شده باشد. در غیر این صورت استفاده از این نوع داروها اصلاً توصیه نمی‌شود.

زانو درد پیر و جوان نمی‌شناسد!

درد مفصل زانو میان جوانان ممکن است به علل متفاوت دیگری ایجاد شود؛ از جمله این مسائل می‌توان به دردی که مربوط به کشکک زانوست اشاره کرد یا آسیب‌هایی که طی ورزش‌ها اتفاق می‌افتد. ورزش‌ها باید در حدی باشد که از آسیب دیدن فرد جلوگیری کند و علاوه بر این نکات ایمنی هنگام ورزش نیز رعایت شود. همچنین گرم کردن و کسب آمادگی جسمانی لازم قبل از انجام ورزش نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

برای كاستن درد و کاهش علائم بیماری، اولین اقدام برای بهبود، کاهش وزن است. همچنین باید حرکاتی را که موجب ایجاد فشار بر مفصل می‌شود، کمتر انجام دهید؛ به عنوان مثال کمتر از پله‌ها بالا و پایین بروید، کمتر پیاده‌روی کنید و بلند کردن اجسام سنگین را نیز کاهش دهید.

مهم‌ترین نکته برای جلوگیری از آسیب مفصلی میان جوانان نیز کاهش وزن است و هرگونه افزایش وزن به مفصل فشار وارد می‌کند. به افرادی که برای کاهش وزن پیاده‌روی می‌کنند، توصیه می‌شود در شرایطی پیاده‌روی کنید که ابتدا با استفاده از یک رژیم غذایی مناسب حداقل چند کیلوگرم وزنتان کاهش یافته باشد؛ البته این پیاده‌روی هم باید در شرایط و مکان مناسب و با استفاده از کفش ورزشی انجام شود. بنابراین پیاده‌روی برای شروع برنامه کاهش وزن اشتباه است و باعث آسیب دیدن مفصل و ایجاد دردهای مفصلی می‌شود.

در ادامه شیوه‌های صحیح نشستن و راه رفتن برای کاهش درد زانو، از کفش‌های پاشنه بلند نباید استفاده کنید. همچنین برای پیاده‌روی نیز باید مکانی مناسب انتخاب کنید؛ سطحی که شیب نداشته و شن، ریگ و خاک نیز روی آن نباشد. چهارزانو نشستن، چمباتمه زدن و نشستن روی زمین نیز آسیب بیشتری به مفاصل وارد می‌کند و به همین دلیل بهتر است همیشه روی مبل یا صندلی بنشینید.

شناسایی و تشخیص علت اصلی درد زانو وظیفه پزشک است و به همین دلیل توصیه می‌شود حتماً در صورت روبه‌رو شدن با هرگونه علامت و دردی ابتدا به پزشک متخصص مراجعه و توصیه‌های وی را نیز رعایت کنید البته همیشه این نکته را در نظر داشته باشید که پیشگیری بهتر از درمان است و از سنین جوانی باید به فکر محافظت از زانوها باشید.

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه 1391/01/26 و ساعت 7:44 بعد از ظهر |


در ایران کمربند سرطان مری و دستگاه گوارش از استان‌های اردبیل، گیلان، مازندران و گلستان می‌گذرد. سرطان مری بیشترین نرخ مرگ‌و‌میر را در دنیا دارد.


سرطان مري

زمین‌شناسی پزشکی علمی است که به بررسی ارتباط بین عوامل زمین‌شناسی با سلامت انسان‌ها و جانوران و تأثیر عوامل زیست‌محیطی بر پراکندگی جغرافیایی بیماری‌های مرتبط می‌پردازد.

بیماری سرطان با بیش از دویست نوعِ مختلف، حاصل رشد و تکثیر بی‌رویه سلول‌های بدن است که تحت‌تأثیر عوامل مختلف از جمله عوامل و آلاینده‌های محیط طبیعی و یا بشر‌ساز و عوامل ژنتیکی ایجاد می‌‌شود. از این رو محققان این حوزه در کشور مطالعاتی را در این زمینه آغاز کرده‌اند.

نتایج این مطالعات نشان داد که کمربندهای فلز‌زایی در ایران وجود دارد که بخشی از کمربند متالوژنی خاورمیانه است. این امر سبب شده است که در برخی از مناطق کشور عناصر سمی چون سرب، روی، ارسنیک، جیوه، طلا، نقره و کادمیوم از فراوانی بیشتری برخوردار شود که برخی بیماری‌ها را برای سکنه به همراه دارد. به گونه‌ای که ایران کمربند برخی سرطان‌ها شناخته شده است.

ایران، کمربند سرطان‌های مری و دستگاه گوارش

ایران کمربند سرطان مری و دستگاه گوارش است. این کمربند استان‌های اردبیل، گیلان، مازندران و گلستان را شامل می‌شود که از طرف شرق و شمال‌شرقی و غرب و شمال‌غربی ایران، کشورهای دیگر را نیز شامل می‌شود.

بیماری‌های متابولیکی مانند گواتر، فلورسیس (ضایعات مینای دندان) و بیماری‌های ناشی از کمبود مواد مغذی، کمبود آهن و "روی" از دیگر بیماری‌های شایع در کشور هستند. علاوه بر این، کمربند ارسنیک از دیگر کمربندهای مهم کشور است که عاملی برای ایجاد بیماری‌های پوستی و برخی سرطان‌هاست.

استان گلستان در کمربند سرطان‌خیزی آسیای ‌میانه با قابلیت بالای سرطان مری واقع شده است. بر این اساس، سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور با همکاری سازمان یونسکو پروژه دو ساله‌ای را تعریف کرده که طی آن به بررسی کمربند سرطان‌خیز منطقه پرداخته است.

در این مطالعات، آلاینده‌های ژئوژن در منطقه بررسی شده و هم اکنون مطالعات تکمیلی در استان‌های مازندران و اردبیل و برداشت نمونه برای آغاز پروژه در گیلان در دستور کار قرار گرفته است. امیدواریم با اجرای این پروژه مطالعاتی، نتایج پر‌باری برای ارتقای سلامت جامعه به دست بیاوریم.

همچنین کمربند ارسنیک غرب کشور نیز در استان کردستان با مشارکت سازمان زمین‌شناسی و دانشگاه شیراز در دست بررسی است.

ایران، نماینده تحقیقات زمین‌شناسی پزشکی در خاورمیانه

سرطان مری نهمین سرطان شایع در سطح جهان است. بیشترین نرخ مرگ‌و‌میر این بیماری و شیوع آن نیز در برخی از مناطق قزاقستان، روسیه، گنبدکاووس ایران، زیمبابوه، منطقه "قسیم" عربستان سعودی و چند منطقه در چین، گزارش شده است.

به همین دلیل است كه از سوی انجمن بین‌المللی زمین‌شناسی پزشکی، سازمان زمین‌شناسی ایران به عنوان نماینده تحقیقات زمین‌شناسی پزشکی در خاورمیانه انتخاب شده است.

آگاه کردن جامعه نسبت به مسائل مربوط به سرطان در کشور و ارتباط آن با عناصر موجود در ترکیب طبیعی زمین ضروری است.


برچسب‌ها: زمين شناسي پزشكي
+ نوشته شده توسط امیر در شنبه 1391/01/26 و ساعت 7:43 بعد از ظهر |

هر فرهنگ و آموزه‌اي به ميزاني که تأثير مثبت داشته باشد، مورد جلب توجه و سوء استفاده شياداني

قرار مي‌گيرد که براي رسيدن به منافع دنيوي و نفساني خويش از هر وسيله‌اي استفاده مي‌کنند. بي‌شک آموزه مهدويت، يکي از عناصر فوق‌العاده مؤثر بر فرد و جامعه بوده و از همين رو، دنياپرستان از آن به عنوان وسيله‌اي براي فريب ديگران استفاده نموده‌اند. آنچه در ذيل مي‌آيد بازخواني پرونده يکي از همين افراد است.

يکي از مدعيان کرامات و ارتباط با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خانم شهره حضرتي، اهل تهران با تحصيلات ديپلم است که در يک سالگي پدر و مادر خود را از دست داده و نيز سه مورد، ازدواج ناموفق در زندگي داشته است. وي در سال 1373 مدعي شد که با فرشته الهي در ارتباط بوده و ضمن جذب افراد و تشکيل کلاس‌ها و مجالس مذهبي به نام فرشته، بر مبناي کتابهايي در مورد کشف و شهود خوانده بود به سؤالات اشخاص پاسخ مي‌داد و در پاسخ به پرسش‌هاي طرح شده، مي‌گفت: «فرشته الهي مي‌گويد». همين تظاهر به قداست باعث شد تا مريدان وي بدون چون و چرا بر اساس پاسخ‌هاي او به آن عمل مي‌کردند و حتي کار را تا آنجا پيش بردند که در ازدواج و طلاق طبق دستور او عمل مي‌نمودند. شهره حضرتي در سال 1375 پس از ازدواج چهارم خود با آقاي دکتر صادق جاويدان نژاد که داراي دو مدرک دکتري داروسازي و استاد دانشگاه در آمريکا و ايران به مدت 17 سال بود، مدعي شد‌ که با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ارتباط دارد و سخن وي، همان سخن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و خشم او در حقيقت، خشم آقاست. وي در ادامه فعاليت‌هاي خود در سال 1378 با حمايت‌هاي مالي همسرش به کلاردشت مازندران، عزيمت نموده و به فراخواني عمومي مبادرت ورزيد. اعضاء اين گروه اکثراً با رها نمودن شغل خود به آن منطقه نقل مکان نموده و به فعاليت‌هاي ذيل پرداختند:

الف)‌ تربيت و نيرو سازي با اهداف و گرايشات خاص که تماماً بدعت و خرافه بود و اين کار را به صورت مخفيانه در محل سکونت خود واقع در شهرک نگين انجام مي‌داد، چرا که تصميم داشت در آينده به منظور گسترش تفکر انحرافي خويش، چهل نفر از شاگردان تربيت شده خود را در مناطق ديگري از کشور اعزام تا ضمن جذب افراد جديد، تشکيل کلاس داده و به خيال خود درس‌هاي امام حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف را تدريس نمايند؛ در همين راستا استانهاي مازندران، تهران، فارس، اصفهان، کردستان و آذربايجان پس از جذب نيرو و آموزش‌هاي لازم به استان‌هاي ديگر اعزام مي‌شدند.

ب) او با هدف ترويج تفکر انحرافي و نفوذ در جامعه، ضمن اقدام به جمع آوري کمک‌هاي مالي نقدي و غير نقدي و فرار از اينکه مبادا به اين گروه مشکوک شوند در مناسبت‌هاي مذهبي، غذا خيرات مي‌کرد و به مستمندان، کمک مالي مي‌نمودند و در مراسم سياسي و مذهبي شهر حضوري فعال داشتند و در جامعه با چهره‌اي موجه ظاهر مي‌‌شد.


يکي از مدعيان کرامات و ارتباط با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خانم شهره حضرتي، اهل تهران با تحصيلات ديپلم است که در يک سالگي پدر و مادر خود را از دست داده و نيز سه مورد، ازدواج ناموفق در زندگي داشته است.


ج) ايشان منزل خود در کلاردشت را به کعبه و حرم، نام‌گذاري کرده و اين مطلب را از قول امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به مريدان مي‌گفت به گونه‌اي که افراد در هنگام ورود به منزل او ضمن ذکر دعا حتي پله‌هاي منزل را بوسه مي‌زدند. شوهرش در اعترفات خود مي‌گفت: «من درب خانه را مي‌بوسيدم و بعد وارد منزل مي‌شدم».

د) از ديگر اقدامات او بر پايي اردوهاي مختلف و در اختيار قرار دادن برخي جزوات گمراه کننده براي حاضرين در آن، بود.

و) در اوائل آذر ماه 1385 خانم شهره حضرتي و شوهرش با حکم دادسراي ويژه روحانيت و اداره کل اطلاعات استان مازندران دستگير و ادعاي ذيل را اعتراف مي‌نمايند:

1.‌ اهانت و نسبت سخنان ناروا به ائمه معصومين عليهم السلام .

2. اخاذي از مريدان بالغ بر ده‌ها ميليون تومان، براي ترويج و تقويت تفکرات انحرافي.

3. اهانت و افتراء به اعضاي گروه و محاکمه آنان به اتهامات واهي و ضبط اعترافات با بهره‌گيري از مکاشفات جعلي.

4. ضرب و شتم شديد افراد بخاطر گناهان مرتکب شده براي بخشيدن خطاهاي آنها، آنهم طبق دستور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف .

5. اغفال و القا به افراد، نسبت به اجراء دستوراتي که به اصطلاح از طرف امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به او مأموريت داده شده است.

6. بدعت در احکام دين و دستورات ديني که هيچ پايه و اساس نداشته و تماماً ترويج بدعت‌هاي غلط در اعمال و سنت‌هاي مذهبي است، (مثل گفتن کلمه عشق به جاي الله اکبر در نماز و يا اينکه به خانم‌ها عنوان مي‌کرد که اگر شش ماه، نزد همسر خود نرويد حتماً امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را خواهيد ديد).

7. ايجاد اختلاف و فرو پاشي خانواده‌ها (ازدواج و طلاق افراد گروه با استناد به اينکه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به ايشان دستور داده اين کار انجام گيرد).

8. اگر فردي از اعضا گروه به ادعاهاي خانم حضرتي در گروه مشکوک مي‌شد به اتهام شيطان زدگي محاکمه و به شدت مجازات مي‌گرديد.

9. به دست آوردن املاک فراوان، به وسيله بهشت فروشي به صاحبان زمين.

10. تهديد به قتل نسبت به افرادي که دروغ بودن کارهاي حضرتي، براي آنان قطعي مي‌شد.

11. القاي اين مطلب ساختگي که مراجع معظم تقليد و بويژه مقام معظم رهبري اجازه ندارند ارتباط خانه حضرتي با حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف را افشاء نموده و دستور دارند که در مجامع و مجالس اين ارتباط را تکذيب نمايند.

12. ادعاي آن که امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف از گوش چپ با ايشان صحبت مي‌کند و آنچه از دهان وي خارج مي‌شد حرفهاي امام زمان است در حاليکه خودش در اعترافاتش اعتراف کرده که اين طور نبود و وي حرف‌هاي دلش را مي‌گفته است.

بعد از افشاي شيطاني بودن افکار و اقدامات دروغين خانم حضرتي، قبول اين مطلب براي مريدان وي، بسيار سخت بود بخصوص اين که بسياري از آنها به ظاهر متدين و نزديک به بيست سال مريد استاد بودند، اين امر به گونه‌اي بود که در همان جلسه اول روشن شدن موضوع فريب‌کاري اين زن، به شدت بهم ريخته و شوک رواني فوق‌العاده‌اي به آنان وارد شد.

شهره حضرتي در شروع اعترافات خود مي‌گويد: «حتي من بنده هم نيستم چرا که اگر بنده خدا بودم از اين غلط‌ها نمي‌کردم؛ من به مريدهايم مي‌گفتم دروغ گفتن بسيار کار بدي است در حاليکه خودم بزرگترين دروغ‌گو بودم و راهم بسيار کج بود، حتي از دست خودم بيچاره شدم، من مي‌خواستم خودم را از حس حقارتي که داشتم رها کنم ولي، بد راهي رفتم». او بيان داشت: «مريدان هنوز نمي‌دانند من چه موجود کثيفي هستم و حال مي‌خواهم توبه کنم». از گله‌هايي که ايشان در اعترافات ميان داشت اين بود که اگر از روز اول مانع فعاليت‌هاي من مي‌شدند کارهاي غلط من، بيست‌سال طول نمي‌کشيد.

او در بخشي ديگر از اعترافات خود بيان مي‌کند که قصدم معروف کردن خودم بودم، لذا خانه من هم بايد مثل کعبه مي‌شد و از اينکه مريدان، ديوارهاي منزل مرا بوسيده و سجده مي‌کردند و به حرف من گوش مي‌دادنند، احساس خوبي پيدا مي‌کردم.

شوهر ايشان، آقاي دکتر جاويدان نژاد نيز در بخشي از اعترافات خود اظهار داشت: « دامنه خيالات اين خانم و خيال بافي‌هاي او درباره ارتباط با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف باعث شد تا علاقه من به او بيشتر شود تا جايي که حاضر شدم اموال و منزل خود را به نام ايشان کنم و حرکات، رفتار و انتقادات وي را ـ هرچه بود ـ در بست قبول مي‌کردم. هيچ وقت فکر نمي‌کردم بخاطر شوقي که براي خدمتگذاري به مردم و دين و کشورم از آمريکا به ايران آمدم، حالا خودم عامل ضربه فرهنگي به اين انقلاب عزيز باشم. حتي او به نام اسلام و امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف چندين بار مرا کتک زد و من چون شيفته او بودم فکر مي‌کردم اقدامات وي همه از سوي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و براي تزکيه و تربيت من است. باور نمي‌کردم که ايشان اصلاً خطا بکند در حالي‌که خودش اسير شيطان بزرگي بوده که همه ما را به بازيچه گرفته و بخاطر نيت‌هاي پليدش، بدعت‌ها و انحرافاتي کرد که تماماً مخالف قرآن و اهل‌بيت عليهم السلام بود.

نتيجه‌گيري

همان‌گونه که بارها اشاره شده، برخي از مدعيان براي اينکه خودشان را بزرگ جلوه دهند، از نام مقدس امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف استفاده ابزاري کرده و مدعي ارتباط مي‌شود و با اغفال کردن مريدان و دستورات خلاف شرعي و حذف معيارهاي مذهبي، بجاي ‌اينکه آنها را دعوت به خدا و دين خدا بکنند به خود و اعمال ناشايست خود دعوت مي‌کنند که نتيجه اين گمراهي چيزي بجز پشيماني و خسارت در دنيا و آخرت نيست. بنابراين بر همه مشتاقان حضرت وليعصر عجل الله تعالي فرجه الشريف لازم است که در اين خصوص با احتياط بيشتري برخورد کنند.

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1390/12/02 و ساعت 10:49 بعد از ظهر |

متن توصیه مقام معظم رهبری مد ظله العالی در رابطه با اجرای سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1390

نظر به اجرای سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1390 در آبان ماه سال جاری و سوال رییس مرکز آمار ایران از دفتر مقام معظم رهبری مدظله العالی در خصوص مشارکت هموطنان در سرشماری ، پاسخ دفتر و توصیه های ایشان در خصوص سرشماری به شرح زیر می‌باشد: 

"توصیه می‌کنم به سؤالات آمارگیران پاسخ‌های صحیح و دقیق بدهند تا دولت با اتکاء به آن بتواند برنامه‌ریزی بهتری انجام دهد و اولویت‌ها را در حل مسائل مختلف کشور رعایت کند. پایه‌ی برنامه‌ریزی‌های‌کشور،آمار است که با سرشماری به‌دست‌می‌آید. هر چه سرشماری دقیق‌تر و صحیح‌تر باشد،‌برنامه ها صحیح تر و درست‌تر خواهد بود، بنابراین مردم در امر سرشماری کمک کنند"


Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

همچنین متن سؤال دکتر عادل آذر رییس مرکز آمار ایران به شرح زیر می‌باشد:

محضر مبارک حضرت آیت‌ا... العظمی خامنه‌ای

مقام معظم رهبری مدظله‌العالی

 

با سلام و احترام،

     همانگونه که استحضار دارید، در اختیار داشتن آمار و اطلاعات صحیح و روزآمد یکی از مبانی اساسی برنامه‌ریزی برای اداره جامعه است. به این منظور علاوه بر آمارگیری‌های مختلف سالیانه، با تصویب هیئت محترم وزیران مقرر گردیده است که در مقاطع 5 ساله، سرشماری عمومی نفوس و مسکن توسط مرکز آمار ایران انجام شود. در این سرشماری که در آبان‌ماه 1390 اجرا خواهد شد بسیاری از اطلاعات مورد نیاز بخش‌های مختلف بوسیله پرسشنامه‌هایی مستقیماً با مراجعه به مردم جمع‌آوری و تهیه می‌گردد. از آنجا که همکاری آحاد مردم در پاسخگویی صحیح به مأموران سرشماری اهمیت ویژه‌ای دارد و ارایه پاسخ‌های نادرست موجب برداشت‌های نادرست از وضع موجود و به دنبال آن تصمیم‌گیری‌های نامناسب در امور جاری می‌شود، مستدعی است حکم شرعی این موضوع (ارائه اطلاعات صحیح و دقیق و پرهیز از ارائه اطلاعات نادرست به مأموران سرشماری) را بیان فرمایید.

 

و من ا... التوفیق

 

عادل آذر

رئیس مرکز آمار ایران

                        ورییس ستاد سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1390

+ نوشته شده توسط امیر در جمعه 1390/07/29 و ساعت 1:13 بعد از ظهر |

کلا 14 نوع بینی در جهان داریم! بینی شما کدامیک از اینهاست؟ + عکس

در تحقیقی جدید شکل و شمایل بینی ها در جهان شناسایی شده و در این بین به 14 نوع مختلف تقسیم شده است.

شاید باورتان نشود که بینی وین رونی فوتبالیست معروف انگلیسی از جذابترین نوع بینی ها (snub ضخیم و کوتاه) در این کشور محسوب می شود. در اولین نظرسنجی جهانی درباره انواع بینی ها 14 نوع مختلف شناسایی شده و برای فهمیدن ویژگی های آن با بینی افراد معروف مقایسه و شبیه سازی شده است.

بینی با لبه های راست یا بینی نقاشی شده، بینی متعلق به پرنسس کمبریج یعنی ملکه بعدی انگلیس - کیت- است که مورد علاقه هنرمندان و زیبا دوستان بوده و در نوع خود جذاب و بی نظیر محسوب می شود. پروفسور آبراهام تامیر با مطالعه و تصویر برداری از 1300 نفر با بینی های مختلف توانسته اولین تحقیق رسمی و اکادمیک را در مورد انواع بینی ها در جهان انجام دهد.
 

وی بینی ها را از نوع "گوشتی" تا نوع "آسمانی" طبقه بندی کرده است. عام ترین بینی در بین مردان در تقسیم بندی انجام شده توسط پروفسور آبراهام تامیر بینی گوشتی است. ( البته این بینی در ایران معروف به بینی نوک عقابی است) که سمبل بینی مطالعه شده بینی پرنس فیلیپ شوهر ملکه الیزابت است که گفته می شود بینی یک چهارم از 1300 فرد بررسی شده مانند بینی پرنس فیلیپ بوده است.

پروفسور آبراهام که مقاله اش در مجله جراحی کرانیو چاپ شده ویژگی هایی مانند سخاوتمند بودن، عاطفی ،کمک کننده و حساس بودن را از جمله ویژگیهای افراد مورد مطالعه با بینی های گوشتی دانسته است. اما در این تحقیق این واقعیت نیز نمود یافته که دارنده بینی های گوشتی و یا مدل شاهینی (Hawk) که باربارا استریسند نمونه آن است، چندان بینی های جذابی نیستند.

9 درصد از تحقیق شوندگان بینی موسوم به بینی رومی  (تام کروز) دارند. جاه طلبی، شجاعت و روشنفکری در افراد با بینی رومی بیشتر از بقیه دیده می شود.
 

سه درصد از تحقیق شوندگان همچنین دارای بینی موسوم به کلاسیک یا یونانی بودند که در این بین بینی فابرگاس بازیگر آرسنال در این دسته جای گرفته است.

پروفسور آبراهام بینی دانیل رادکلیف بازیگر هری پاتر را بعنوان بینی عقابی تعریف کرده است که 9 درصد از پرسش شوندگان دارای چنین دماغی بوده اند. فرد جنگجو و نیز متخصص امور بیزینس دارای چنین بینی هایی هستند.

بینی های آسمانی که 13 درصد دارای چنین بینی هایی هستند از جمله بینی های متعلق به بازیگران خوش نقش مانند کری مولیگان است.

از هر 25 نفر یک نفر نیز مانند لنین دارای بینی گسترده با سوراخهای بزرگ بودند.

 از هر 200 نفر نیز یک نفر دارای دماغ نوک منقاری است که لئو مک کرن از جمله این افراد است.(یک زمانی در تهران این نوع بینی موسوم به بینی کوفته ای- سالکی بود.)
 

بینی پوزه دراز نیز کمیاب بوده و نمونه این بینی را می توان روی تصاویری از صورت نیکسون رییس جمهور فقید امریکا دید. دماغ پالمر تامکینسون در این تحقیق فقط یک نمونه بوده که این نکته نیز جالب توجه بود. بینی هری ردنپ فوتبالیست معروف انگلیسی نیز که از هر 50 نفر یکی دارای چنین بینی است، قابل توجه در این تحقیق بوده است.

سیمون ویتنی از جراحان زیبایی می گوید نتایج بدست آمده که اغلب روی بینی اروپایی ها مصداق دارد، با آنچه در دیگر نقاط جهان روی صورت افراد مختلف وجود دارد، متفاوت است و آن طوری نیست که پروفسور آبراهام گفته است. وی افزود بسیاری مدل بینی آنجلینا جولی را دوست دارند اما در لیست آبراهام نیست!

به گفته وی بینی مستقیم و سر راست در نظر مردان بینی جذابی محسوب می شود و در دید عموم بینی گوشتی خیلی محبوبیت ندارد.

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1390/05/18 و ساعت 11:56 قبل از ظهر |

خلاقیت اینترنت را به جایی رسانده است که امروز می بینیم و بخشی از زندگی روزمره ما شده است. در این پست ۱۵ تا از خارق العاده ترین اولین های اینترنت معرفی می شود. اما قبل از همه اینها باید به ۱۰ مارس ۱۸۷۶ برگردیم، یعنی جایی که الکساندر گراهام بل اولین تماس تلفنی را برقرار کرد و گفت: آقای واتسون بیابید اینجا، می خواهم شما را ببینم.

1-اولین ایمیل:
ری تاملینسون در سال ۱۹۷۱ اولین ایمیل را ارسال کرد. همچنین او معروف است به اینکه برای اولین بار کاراکتر @ را به عنوان جدا کننده نام کاربر ایمیلی از نام دستگاه کاربر در آدرسهای الکترونیکی معرفی کرد. در اوایل دهه ۶۰ کاربران یک ابرکامپیوتر می توانستند پیامهای محدودی بین یکدیگر رد و بدل کنند اما تا سال ۱۹۷۱ ایمیل به شکلی که امروزه وجود دارد، یعنی قابل انتشار در شبکه است، وجود نداشت. توجه کنید که در آن زمان اینترنت نیز به شکل امروزی وجود نداشت (و فقط شبکه آرپانت فعالیت میکرد)

2-اولین نام دامنه
اولین نام دامنه‌ای که در اینترنت ثبت شد، "symbolics.com" بود که در ۱۵ مارس ۱۹۸۵ توسط  شرکت کامپیوتری Symbolics  به ثبت رسید.

3-اولین هرزنامه (اسپم)
اولین هرزنامه در تاریخ ۳ می سال ۱۹۸۷ در شبکه آرپانت به ۳۹۳ دریافت کننده ارسال شد. این پیام توسط گری تیورک ارسال شد و حاوی تبلیغاتی از مدل جدید کامپیوترهای DEC بود. به عبارت دیگر گری تیورک افتخار ارسال اولین اسپم تاریخ را داراست به طوریکه نام وی در کتاب رکوردهای گینس هم به ثبت رسیده است.

4-اولین موبایلی که به اینترنت وصل شد
اولین گوشی موبایلی که به اینترنت وصل شد نوکیا ۹۰۰۰ بود که در سال ۱۹۹۶ در فنلاند به اینترنت وصل شد ولی هزینه متصل شدن به اینترنت از طریق آن بسیار گران بود. سه سال بعد در سال ۱۹۹۹، کمپانی ژاپنی NTT DoCoMo موفق شد اولین سرویسهای اینترنتی موبایل (i-Mode) را خلق کند.

اولین‌های وب

1-اولین وب سایت
اولین وب سایت اواخر ۱۹۹۰ به وجود آمد و آدرس آن info.cern.ch بود که روی یک کامپیوتر NeXT در CERN اجرا می شد. آدرس اولین صفحه اینترنتی هم http://info.cern.ch/hypertext/WWW/TheProject.html بود که حاوی اطلاعای درباره پروژه شبکه جهانی وب بود. این صفحه در حال حاضر وجود ندارد ولی یک کپی از آن در سایت W3C's موجود است.

2-اولین وب سایت تجارت الکترونیکی (مبادله)
اگرچه آمازون و eBay حقیقتا بزرگ و مشهور هستند، ولی اولین وب سایتهای مختص تجارت الکترونیکی نیستند. خرده فروشی آنلاین NetMarket ادعا می کند که اولین معامله ایمن را در وب انجام داده است. در ۱۱ آگوست ۱۹۹۴ این سایت یک CD از یکی از آلبومهای استینگ (خواننده بریتانیایی) را ۱۲٫۴۸ دلار (بعلاوه هزینه حمل و نقل) به فروش رساند. یکی دیگر از مدعیان این مورد، شبکه خرید اینترنتی است که ادعا می کند، یکماه زودتر معامله ای را از طریق اینترنت به سرانجام رسانده است.

3-اولین بانک آنلاین
اولین موسسه مالی که خدمات بانکداری آنلاین به مشتریانش ارائه داد، اتحادیه اعتباری فدرال استنفورد بود که در اکتبر ۱۹۹۴ به این امر نائل شد.

4-اولین موتور جستجو
موتورهای جستجو حتی قبل از WWW هم وجود داشتند با این تفاوت که تعدادشان محدود بود و صرفا عناوین صفحات را فهرست می کردند. اولین موتور جستجوی تمام صفحه ای وب (مانند آنچه امروزه داریم) WebCrawler بود که در ۱۹۹۴ به وجود آمد.

5-اولین وبلاگ
جاستین هال روزمره نویسی های تحت وب خویش را با نام پیوندهای جاستین از زیرزمین در ۱۹۹۴ آغاز کرد. که در ابتدا به نوعی راهنمای وبگردی بود ولی به مرور زمان شخصی تر شد. مجله نیویورک تایمز از وی به عنوان پدر و بنیانگذار وبلاگهای شخصی نام می برد. البته واژه "بلاگ" تا چند سال بعد از آن ناشناخته بود. (سال ۱۹۹۷ وبلاگ نامیده میشد و از سال ۱۹۹۹ تبدیل به بلاگ شد)

6-اولین پادکست
پس از بحث در اکتبر ۲۰۰۰، یکی از پیشگامان وبلاگنویسی به نام دیو واینر پشتیبانی از محتوای صوتی را به خوراکهای RSS اضافه کرد که وبلاگنویسی صوتی (audioblogging) را ممکن ساخت. واینر در ۱۱ ژانویه سال ۲۰۰۱ در وبلاگ خبرهای نوشتاری خود، قابلیت جدید RSS را با پس زمینه آهنگ Grateful Dead ارائه کرد. در سال ۲۰۰۳ دانلود فایلهای صوتی به iPod محبوبیت زیادی بدست آورد. واژه podcasting در سال ۲۰۰۴ معرفی شد.

اولین‌های خدمات وب

1-اولین اقلام فروخته شده در eBay
در سال ۱۹۹۵ وقتی این سایت تاسیس شد، AuctionWeb نامیده میشد. اولین چیزی که در آن فروخته شد، یک نشانگر لیزری شکسته بود که ۱۴٫۸۳ دلار فروش رفت. وقتی پیر امیدوار (موسسeBay( توسط ایمیلی از خریدار پرسید که اگر میدانست که نشانگر لیزری شکسته بوده، باز هم آنرا می خرید یا نه، خریدار پاسخ داد: من یک مجموعه دار هستم و نشانگرهای شکسته لیزری  را گردآوری میکنم!

2-اولین کتابی که در آمازون فروخته شد
اولین کتابی که در Amazon.com فروش رفت (این سایت از ۱۹۹۵ فعالیت خویش را آغاز کرد) کتابی بود از داگلاس هوفستادر با عنوان: مفاهیم سیال و قیاسهای خلاق: مدلهای کامپیوتری از مکانیزمهای پایه ای ذهن

3-اولین ویرایش در ویکیپدیا
اولین ویرایش در ویکیپدیا یک ویرایش تستی برای جمله سلام جهان (به انگلیسی) بود که توسط موسس ویکیپدیا یعنی جیمی والز انجام شد که در حال حاضر وجود ندارد. قدیمیترین ویرایش حال حاضر ویکیپدیا متعلق به ۱۶ ژانویه ۲۰۰۱ هستند که به لیستی از کشورها داده اضافه می کنند.

4-اولین ویدئو در یوتیوب
اولین ویدئو در یوتیوب توسط یکی از موسسین آن به نام جاوید کریم در ۲۳ آوریل ۲۰۰۵ قرار داده شد. نام این ویدئو "من در باغ وحش" بود که فیلمی از وی در باغ وحش سن دیگو بود. این ویدئو بیش از ۱٫۵ میلیون بار دیده شده است.

5-اولین پیام توئیتری
اولین توئیتی که در توئیتر منتشر شد (و هنوز موجود است) متعلق به جک دارسی می باشد ("just setting up my twttr") و در ۲۱ مارس ۲۰۰۶ نگاشته شده است. جک دارسی کسی است که ایده توئیتر را خلق کرد. twttr  موجود در توئیت وی غلط املایی نبود. توئیتر برای مدت کوتاهی twttr نام داشت که از نامگذاری Flickr الهام گرفته شده بود.

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1390/05/18 و ساعت 11:42 قبل از ظهر |

در این که آیا این شجره (درخت) که برای آدم، خوردن از آن ممنوع بود، اشاره به یک درخت معمولی خارجی یا یک امر معنوی اخلاقی است در میان مفسّران مورد گفتگوست.


داستان خلقت حضرت آدم و حوا(علیه‌السلام) و توبه نکردن ابلیس در میان تمامی فرشته‌ها یکی از روایاتی است که در کتاب‌های آسمانی از آن سخن به میان آمده و توضیحاتی درباره آن داده شده است. اما یکی از قسمت‌های این ماجرا ، اخراج حضرت آدم و حوا(علیه‌السلام) از بهشت به دلیل نافرمانی از خداوند و خوردن از درخت ممنوعه بوده است. پس از اخراج هر دو نفر آنان به درگاه الهی توبه می‌کنند و در قرآن از به شرح این ماجرا پرداخته شده است : "سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت و با آن‌ها توبه کرد و خداوند توبه او را پذیرفت؛ زیرا او توبه پذیر و مهربان است." (سوره بقره آیه 37).

یکی از سوالاتی که ممکن است در ذهن خوانندگان این داستان قرآنی قرار بگیرد این که " درختی که حضرت آدم(علیه‌السلام) از نزدیک شدن به آن نهی شده بود چه بود"؟

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این سوال این‌گونه پاسخ گفته‌اند:

جواب: در این که آیا این شجره (درخت) که برای آدم، خوردن از آن ممنوع بود، اشاره به یک درخت معمولی خارجی یا یک امر معنوی اخلاقی است و اگر مادّی یا معنوی است اشاره به کدام درخت یا کدام صفت از صفات است، در میان مفسّران مورد گفتگوست.

هنگامی که آدم مورد اکرام و احترام خداوند قرار گرفت و فرشتگان برای او سجده کردند و در بهشت جای داده شد، در دل گفت: آیا خداوند موجودی برتر از من آفریده است؟ خداوند مقام محمّد و آل محمّد را به او نشان داد و او در دل آرزو کرد که کاش به جای آنان بود
در قرآن مجید، در شش مورد به شجره ممنوعه اشاره شده، بی آن که در معرّفی آن سخنی به میان آمده باشد، ولی در اخبار و روایات اسلامی و کلمات مفسّران بحث‌های فراوانی در آن شده است. بعضی آن را به شجره گندم (توجّه داشته باشید که واژه شجره به درخت و گیاه هر دو اطلاق می‌شود چه آن که در داستان یونس، به بوته کدو اطلاق شجره شده است) تفسیر کرده‌اند. بعضی به درخت انگور و برخی به انجیر و بعضی به نخل و بعضی به کافور تفسیر کرده‌اند.

در بعد معنوی بعضی آن را به علم آل محمّد، و برخی به حسد، و بعضی به علم به طور مطلق تفسیر نموده‌اند.

در حدیثی از امام علی بن موسی‌الرضا(علیه‌السلام) می‌خوانیم که وقتی از حضرتش درباره اختلاف کلمات و روایات در این باره سؤال کردند فرمود: همه این‌ها درست است، چرا که درختان بهشت با درختان دنیا تفاوت دارد. در آن جا بعضی از درختان دارای انواع میوه‌ها و محصولات است، به علاوه هنگامی که آدم مورد اکرام و احترام خداوند قرار گرفت و فرشتگان برای او سجده کردند و در بهشت جای داده شد، در دل گفت: آیا خداوند موجودی برتر از من آفریده است؟ خداوند مقام محمّد و آل محمّد را به او نشان داد و او در دل آرزو کرد که کاش به جای آنان بود.

 

درخت ممنوعه
شجره ممنوعه در تورات کنونی

ذکر این نکته در این جا لازم است که در تورات کنونی شجره ممنوعه، به عنوان شجره علم و دانش (معرفت نیک و بد) و شجره حیات و زندگی جاودان، معرفّی شده است و خداوند آدم و حوا را از آن نهی کرده بود، مبادا آگاه شوند و حیات جاویدان پیدا کنند و چون خدایان گردند!

این تعبیر از روشن‌ترین قراینی است که گواهی می‌دهد تورات فعلی تورات حقیقی نیست بلکه ساخته مغز بشر کم اطّلاعی بوده که علم و دانش را برای آدم، عیب می‌شمرده و آدم را به گناه علم و دانش، مستحق طرد از بهشت می‌شمرد.

گویی بهشت جای آدمِ فهمیده نیست و به نظر می‌رسد پاره‌ای از روایات که شجره ممنوعه را شجره علم و دانش معرّفی می‌کند از روایات مجعولی است که از تورات تحریف یافته، گرفته شده است.

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه 1390/05/01 و ساعت 12:32 بعد از ظهر |

تخریب بقیع


«بقیع» آرامگاه مردان و زنان مؤمنی است که دل های عاشقان را به سوی خود پرواز می دهد. غربت بقیع از چند جنبه است و دل را آتش می زند؛ غربت بهترین های خلق که در میان سرزمینی پر از خاک، بدون بارگاه هم می درخشند! و از آن بالاتر غربت عرشیان در میان فرشیان که حضورشان را نه تنها غنیمت ندانستند که بی هیچ کوتاهی، ستمها بر آنان روا داشتند. براستی چرا بنای بارگاه و گلدسته و آرامگاهی باشکوه بر ساکنان بقیع را جایز نداسته اند؟! این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد.


بنای بر قبور

از جمله موضوعات مورد اختلاف مسلمانان با وهابیان بنا و ساختن گنبد و بارگاه و گلدسته بر روی قبور است. مسلمانان در طول تاریخ به این سنت عمل کرده و بر جواز و استحباب آن به ادله ای از کتاب و سنت تمسک کرده اند. خصوصاً آن که این عمل را موافق با عقل و روش عقلا می دانستند. ولی از زمان ابن تیمیه مخالفت با این عمل شروع شد و بناها و گنبد و گلدسته ها از مظاهر شرک شناخته شد، تا زمان آل سعود که این عقیده به حدی اوج گرفت که آل سعود عملاً به مخالفت با آن پرداختند و با فتوایی که از علمای وهابی صادر شد امر به تخریب گنبد و بارگاه و گلدسته ها و بناهای قبور داده شد. از این رو تمام بناهای قبور به جز بارگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که آن هم از خوف مسلمانان بود، تخریب شد.

چرا مخالفت با بنا؟!

بر اساس فتواهای وهابیون ساختن بنا و گلدسته و بارگاه بر روی قبور ولو آن که صاحبان آن قبور اشخاص برجسته و ممتازی باشند، حرام است. ابن تیمیه می گوید: مشاهدی که بر روی قبور انبیاء و صالحین از عامه و اهل بیت بنا شده است همه از بدعت های حرامی است که در دین اسلام وارد شده است. او در جای دیگری می گوید: شیعه مشاهدی را که بر روی قبور ساخته اند تعظیم می کنند و شبیه مشرکین در آنها اعتکاف می کنند و برای آنها حج انجام می دهند همانگونه که حجاج به سوی بیت عتیق حج انجام می دهند.

اعضای استغنای دائمی وهابیون می نویسند: بنای بر قبور بدعت منکر است که در آن غلوّ در تعظیم صاحب قبر و راهی به سوی شرک است و لذا بر ولیّ مسلمین یا نایب اوست که امر به تخریب بناهایی کند که روی قبور ساخته شده و آنها را با زمین یکسان سازد تا با این بدعت عملاً مقابله شده و راه شرک بسته شود.

ناصرالدین البانی در پیشنهادی به آل سعود برای تخریب گنبد سبز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می گوید: از جمله اموری که جای تأسف دارد این است که مدتی است بر روی ساختمان قبر پیامبر گنبد سبزی ساخته شده است .... به اعتقاد من اگر دولت سعودی می خواهد داعی توحید داشته باشد باید مسجد نبوی را به حالت سابقش برگرداند.

بر اساس این فتواها معلوم می شود که وهابیون بنای بر قبور و تعظیم آن را نشانه ی شرک می دانند و با آن مخالفت می کنند، در حالی که بر اساس دلایل عقلی و نقلی می توان این ادعا را مطرود دانست.

از زمان ابن تیمیه مخالفت با این عمل شروع شد و بناها و گنبد و گلدسته ها از مظاهر شرک شناخته شد، تا زمان آل سعود که این عقیده به حدی اوج گرفت که آل سعود عملاً به مخالفت با آن پرداختند و با فتوایی که از علمای وهابی صادر شد امر به تخریب گنبد و بارگاه و گلدسته ها و بناهای قبور داده شد

بنای بر قبور مظهر شرک؟!

قبرستان بقیع

بر اساس ادعای وهابیون بنای بر قبور از مظاهر شرک و یا راهی به سوی شرک است. در پاسخ می توان گفت: شرک دو رکن و عنصر اساسی دارد. این که انسان عملی انجام دهد که نشانه ی خضوع برای کسی باشد و دیگر این که اعتقاد به الوهیت و یا ربوبیت آن کس داشته باشد که برای او خضوع می کند. این دو رکن اساسی که از آیات قرآنی برآمده است، در مورد بنای بر قبور صادق نیست. زیرا کسانی که مشاهد اولیای الهی را تعظیم می کنند بنای آنها به قصد تعظیم با اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت نیست. به علاوه اگر کسی به طور حتم این قبور را برای شرک بنا کند حرام است ولی اگر کسی برای تعظیم شعائر الهی بنا کند نه تنها اشکالی ندارد بلکه مستحب هم هست.

برخی از مخالفان از وهابیون ادّعا نموده اند که حتی اگر این عمل شرک نباشد اما تشبه به مشرکان را به دنبال دارد. زیرا مشرکان نیز چنین اعمالی را انجام می دهند. در پاسخ باید گفت اگر مشرکان بنا و بارگاه بر روی قبور بزرگان خود می ساختند به جهت تعظیم و تکریم آنها به عنوان ربّ بوده است. لذا اسلام آنان را از این جهت مذمّت نموده است و این به خلاف بنای بر قبور اولیای الهی در میان مسلمانان است. از سوی دیگر مطلق تشبّه به مشرکین و کفّار حرام نیست بلکه در موارد اختصاصی و در شعائر آنان خصوصاً به قصد احیای شعائر و آئین کفار حرمت وارد شده است.

اما در بنای بر قبور نمی توان گفت که از اعمال اختصاصی مشرکان است. بنابراین نمی توان این عمل را از مصادیق تشبّه به کفار و مشرکان دانست.

بدعت ممنوع !


از دیگر ایرادهای وهابیون که بر این موضوع یعنی بنای بر قبور وارد می سازند آن است که بنای بر قبور را بدعت منکر می دانند که شیعیان وارد در دین نموده اند. در پاسخ باید گفت بدعت دو رکن اساسی دارد یکی آن که زیاده یا نقیصه ای در دین باشد و دیگری آن که دلیل عام یا خاصی بر آن امر حادث موجود نباشد. در حالی که برای بنای بر قبور هم دلیل خاص داریم و هم دلیل عام. و اما دلیل خاص سنّت و سیره ی سلف از مسلمانان است که همواره به تعظیم اولیای الهی و بزرگان دین با نصب بنا و بارگاه بر قبور آنان می پرداختند.

با مراجعه به تاریخ مسلمین بعد از ظهور اسلام پی می بریم که بنای بر قبور، سیره عملی مسلمانان در طول تاریخ بوده و مورد اعتراض هیچ یک از صحابه و تابعین تا این زمان واقع نشده است و تنها وهابیون در عمل و گفتار با این عمل مخالفت نموده اند. دلیل عام نیز برگرفته از آیات قرآنی در مورد بنای قبور وجود دارد. در واقع اگرچه قرآن کریم به مسئله بنای بر قبور به طور صریح و خاص نپرداخته است اما می توان حکم آن را از ضمن آیات استفاده نمود.

تعظیم شعائر الهی و بنای بر قبور

خداوند متعال در قرآن کریم امر به تعظیم شعائر الهی کرده و آن را دلیل تقوای قلوب می داند، آن جا که می فرماید: «و من یعظّم شعائرالله فانّها من تقوی القلوب»(حج/32)؛ با هر کس شعائر دین خدا را بزرگ و محترم دارد این صفت دل های با تقواست. شعائر جمع شعیره به معنای دلیل و علامت است و شعائر الله اموری هستند که دلیل و علامت و نشانه ای به سوی خداوند متعالند و هر کسی که می خواهد به خدا برسد با آن دلیل و نشانه می تواند به خدا برسد.

در قرآن کریم صفا و مروه از شعائر الهی شمرده شده است. همچنین همه مناسک حج شعائر نامیده شده اند زیرا نشانه های به سوی توحید و خداوندند. اگر این امور از شعائر دین خدایند و مردم را متذکر به توحید و دین اسلام می کنند، شکی نیست که وجود انبیاء و اولیای الهی بزرگ ترین و بارزترین نشانه های دین خداوند است. از این رو حفظ و صیانت آثار آنان و حفظ قبورشان و بنای قبر و گلدسته بر آن نیز در راستای همین اهداف است. زیرا این اعمال در حقیقت تعظیم اشخاصی است که خود و سنتشان شعائر الهی است.


ناصرالدین البانی در پیشنهادی به آل سعود برای تخریب گنبد سبز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می گوید: از جمله اموری که جای تأسف دارد این است که مدتی است بر روی ساختمان قبر پیامبر گنبد سبزی ساخته شده است .... به اعتقاد من اگر دولت سعودی می خواهد داعی توحید داشته باشد باید مسجد نبوی را به حالت سابقش برگرداند

بنای بر قبور از مصادیق مودّت ذوی القربی

قرآن کریم به صراحت امر به مودّت و محبت اقربای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده آن جا که می فرماید: قل لا اسئلکم علیه اجراً الاّ المودّه فی القربی»(شوری/ 23)؛ بگو از شما تقاضای اجر و مزدی نمی کنم مگر مودّت ذوی القربی. واضح است که بنای بر قبور اقربای پیامبر(صلی الله علیه و آله) از مصادیق اظهار مودّت و محبت اهل بیت است. زیرا محبت بروز و ظهور دارد و تنها مورد آن محبت قلبی و اطاعت نیست تا حدی که مشمول نهی صریح از آن مورد نشده باشد. 

بنای بر قبور مصداق ترفیع بیوت

خداوند متعال در قرآن کریم اذن داده است که خانه هایی که در آنها یاد خدا شده رفعت پیدا کند: «فی بیوت أذن الله أن ترفع و یذکر فیها اسمه یسبّح له فیها بالغدوّ و الآصال»(نور/36)؛ در خانه هایی که خدا رخصت داده رفعت یابد و در آن ذکر خدا شود و صبح و شام در آن تسبیح ذات پاک او کنند. با توجه به این آیه ی شریفه بیوت تنها مساحد نیست بلکه کلیه اماکن و مکان هایی است که در آنها یاد خدا می شود همانند بیوت انبیاء و ائمه به علاوه مقصود از «رفع» در آیه تعظیم و ترفیع بیوت است که همان تعظیم معنوی است که می تواند اشاره به بالا بردن ساختمان قبر هم باشد که همان رفع ظاهری است. بنابراین اگر رفع مقصود ترفیع بنا باشد دلالت صریح بر بنای بر بیوت انبیاء و اولیای الهی دارد خصوصاً آن که مدفن پیامبر(صلی الله علیه و آله) و تعدادی از ائمه خانه هایشان بوده است و اگر مراد از رفع، رفع و تعظیم معنوی باشد نتیجه آن تکریم و حفظ بیوت انبیاء و اولیای الهی است که عموم آن شامل بنای بر قبور اولیای الهی و تعمیر آن نیز می گردد. از این رو می توان از آن آیه جواز بنای بر قبور را بدست آورد.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه 1390/01/28 و ساعت 4:25 بعد از ظهر |

ادامه فراماسونری۱

2 – طرح های اولیه ارائه شده  برای  پرچم  آمریکا،  به  وضوح  دارای  علامت ها   و نمادهای فراماسونری بودند. از جمله چشم جهان بین  یا  چشم نورافشان،  که به نظر می رسد به دلیل نوپا بودن آمریکا در  آن  زمان،  مؤسسین  آمریکا  از ریسک در این زمینه اجتناب کردند، زیرا به دلیل وجود  جو مذهبی  در  مردم  آن زمان، ممکن بود علایم واضح ماسونی، مردم را از نیات  شیطانی سیاستمداران آگاه نماید و بدین ترتیب، حکومت نوپای ماسونی آمریکا سرنگون گردد.
           

           طرح های اولیه پیشنهادی برای پرچم آمریکا(به چشم جهان بین توجه فرمایید.) 

 3 – اکثر روسای جمهوری آمریکا در گروه های مخفی و ماسونی  شامل  Masonry، Freemasonry، Occult، Illuminati، Secret Society  و ...   عضو   بوده اند؛   به نحوی که 14 تن از آن ها تنها عضو فراماسونری بودند و قریب به همین تعداد نیز در گروه های Illuminati و ... عضویت داشته اند. به جرأت می توان گفت که بالغ بر 95 – 90 در صد آنها عضو این گروه ها بوده اند  و  در  این  زمینه  نیز اسناد  و مدارک  زیادی  به  دست  آمده است. در این مورد هیچ تفاوتی بین جمهوریخواه ها و دموکرات ها وجود ندارد؛  حتی گهگاه ارتباط دموکراتها با لابی های صهیونیستی آمریکا مثل ایپک، قوی تر از جمهوریخواه ها بوده است.
 تنها  چند  رئیس جمهور  آمریکا  قطعاً  غیر  ماسونی  یا  ضد  ماسونی  بوده اند  که مهمترین آن ها عبارتند از:

 1 – Abraham Lincoln  (ترور شد.)
2 – Ulysses S .Grant (جزء روسای جمهور قدیم است.)
3 – John F. Kennedy (ترور شد.)  « کندی،  تنها رییس جمهور کاتولیک  آمریکا بوده است. »

چند مثال از روسای جمهور ماسونی:

                     

      جمهوریخواه: جرج بوش پدر, جرج بوش پسر                دموکرات : لیندون جانسون, بیل کلینتون
                   (هر دو عضو گروه اسکلت و جمجمه بوده اند.)

                 
رونالد ریگان رییس جمهور جومهوری خواه سابق آمریکا در مراسم کسب گواهینامه ماسونی یک فراماسونر در کاخ سفید

روسای جمهور ضد ماسونی:
    
           آبراهام لینکلن                          اولیسس گرانت                جان.اف.کندی

نکته ی مهم و بحث برانگیزی که جلب توجه می کند، این  است  که  چرا  از  بین  3رئیس جمهور ضد ماسون ، 2 نفرشان ترور شدند در  حالی که از بین روسای جمهور ماسون، کسی ترور نشده است؟!

 4 – نحوه ی ساخت بناها و ساختمان های شهر واشنگتن (پایتخت آمریکا).

 این شهر در بین  مسیحی های  غیر اوانجلیکال  مثل  کاتولیک ها  و  فرقه های   دیگر  پروتستان،   به  دلیل   وجود  علامت ها  و  نمادهای   شیطانی  به  شهر  شیطان  ملقب شده است.

    * اولین ساختمان   مورد   بحث،   پنتاگون  (وزارت جنگ آمریکا)  است.  پنتاگون  به شکل 5 ضلعی ساخته شده، که اگر اقطار آن را به هم وصل  کنیم،  ستاره ی پنج گوش در وسط آن به  وجود  می آید  که  نسبت  به  کاخ سفید،  معکوس است و تشکیل Baphomet می دهد.
          
عکس راست: نماد های مختلف از Pentagon, و موقعیت آن نسبت به کاخ سفید. همان گونه که ملاحظه می فرمایید ,اقطار Pentagon نسبت به کاخ سفید ,حالت ستاره 5 گوشه ی معکوس یا Baphomet دارد_ عکس چپ: تصویر فوق همان تصویر مجاور است که چرخانده شده تا حالت Baphomet اقطار پنتاگون نسبت به کاخ سفید , بهتر مشخص شود.

    *  نحوه ی قرار گیری ساختمان های مهم دولتی و ماسونی از جمله  کاخ سفید و کنگره (کاپیتول) نسبت به یکدیگر:

     * اگر کاخ سفید و میدانهای اطرافش را به هم وصل کنیم، نسبت به کاخ سفید، شکل ستاره ی 5 پر معکوس یا Baphomet   به دست می آید.تصویر زیر که  مطلب  فوق را  نشان  می دهد،  توسط  برنامه ی  Google Earth  تهیه شده است.
        
 
نحوه قرار گرفتن میادین اطراف کاخ سفید (تشکیل Baphomet )

 *  در این تصویر، نقشه ی  اولیه ی  واشنگتن  دیده  می شود.  با  دقت  در  این نقشه خواهیم دید که طراحی خیابانها و میادین  به  گونه ای  بوده  است  که نماد Baphomet  در گوشه ای از آن رؤیت شود.

                
نقشه ی اولیه شهر واشنگتن. در داخل دایره قرمز , شما میتوانید Baphomet را به وضوح ببینید که فقط نصف یک ضلع آن ناقص است که این نقص در داخل بیضی آبی نشان داده شده است. به نظر میرسد که طراحان ماسونی شهر واشنگتن برای ممانعت از مخالفت جامعه ی آن زمان آمریکا(که به شدت مذهبی بود). قسمت کوچکی از Baphomet را طراحی نکرده اند تا از وضوح آن بکاهند.
 
ادامه دارد..
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1389/11/18 و ساعت 1:38 بعد از ظهر |

شب

ذهن ما آدمیان قابلیت وارونه ای دارد، بسیاردیده می شود ذهن ما آنچه را که چندین بار می بیند، می شوند و یا بر آن تاکید می شود را به "کلیشه" تبدیل می کند، ما با گمان به آنکه معنای آن را می دانیم دیگر در معنای درونی و لایه های زیرین آن اندیشه نمی کنیم و در این هنگام آن مفهوم یا ایده یا شعار به یک کلیشه تبدیل می شود.

مثلا همین "سلام" را در نظر بگیرید، وقتی شما به کسی سلام می کنید بدین معناست که تو از طرف من در سلم و سلامت هستی و از طرف من به تو گزندی نخواهد رسید. چند نفر ازما وقتی به کسی سلام می کنیم این معنا را مدنظر داریم؟

حکایت شعارهای انقلابی ما نیز متاسفانه همین شده است:

مثل همیشه و هر سال، دهه فجر نزدیک شد و مدارس، دانشگاه ها و ادارات با پلاکاردهای گوناگون تزیین شده اند. پوسترهایی با جمله های زیبا و حکیمانه ای که البته کمتر مورد تامل ناظران قرار میگیرند:

در بهار آزادی جای شهدا خالی

نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی

و جمله ای از امام خمینی(ره) که معمولا زینت بخش پوسترها و پلاکاردهاست:

"انقلاب ما انفجار نور بود"

آیا تا به حال شده در مورد این جمله فکر کنید؟

انفجار نور.....

اولین چیزی که به ذهن می رسد تصویر صفحه ای است که در وسط آن منبعی نورانی در حال تشعشع نور است اما مقصود امام راحل از این جمله چه بوده است؟ مگر انقلاب ایران در چه زمانه ای رخ داد و چه داشت که به انفجاری از نور تعبیر شده است؟ می کوشم به زبان ساده این جمله را واشکافی کنم.

باور اول: تنها راه برای مبارزه، مارکسیست شدن است!

انفجار نور

وضعیت دنیا قبل از انقلاب ایران:

زمانه ای که انقلاب ایران رخ داد، جهان به دو قطب تقسیم شده بود: قطبی که به بلوک غرب مشهور بود و اندیشه لیبرالیسم را باور داشتند و قطبی که به بلوک شرق مشهور بود و باور به کمونیسم و مارکسیسم را هواداری می کرد.

مارکسیستها از لحاظ هستی شناسی، ماتریللیست هستند. ماتریالیسم یا ماده گرایی براین باور است که در دنیا نه تنها خدایی وجودندارد بلکه حتی روح و هر چیز معنوی دیگری هم وجود ندارد چراکه تنها ماده است که در دنیا وجود دارد. هسته مرکزی باور هر مذهبی وجود عالم ماورا است و به همین دلیل بود که شوروی تا زمان گورباچف مساجد، کلیساها و معابد را بسته بود. مهمترین ویژگی سیاسی مارکسیتها انقلابی بودن آنها بود. انقلابی بودن به معنای نپذیرفتن وضع موجود و مبارزه با رژیم حاکم است. به همین دلیل اکثر جنبشهای انقلابی مانند مبارزان فلسطینی گرایشهای مارکسیستی یافته بودند. همه باور کرده بودند که تنها راه برای مبارزه، مارکسیست شدن است.

انقلاب ایران راه سومی را در فراروی ملتهای اسلامی قرار دارد.

مضاف بر این که مارکس معتقد بود دین، افیون توده هاست. یعنی مانند افیون و مواد مخدر مردم را تخدیر و راکد می کند و لذا مبارزین باییستی از مذهب فاصله بگیرند.

از سوی دیگر در باور لیبرال و مدرنیستها، مذهب نیز مقوله ای متعلق به دوران پیش از مدرن است. در واقع مذهب به دوران اسطوره ای تعلق دارد و به بیان ساده تنها آدمهای خرافاتی مذهبی هستند!

باور دوم: مذهب به دوران اسطوره ای تعلق دارد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1389/11/11 و ساعت 10:48 بعد از ظهر |

تدریس خصوصی دروسی آماری تمامی رشته های تحصیلی در مقاطع کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد توسط فارغ التحصیلان برجسته دانشگاه‌های تهران و کشور

انجام تحقیقات آماری پایان نامه های کارشناسی و کارشناسی ارشد تمامی رشته‌ها

spss-s_plus-minitab-R-پروپوزال نويسي

جهت كسب اطلاعات بيشتر در قسمت نظرات خصوصي شماره تماس خود را گذاشته تا در اولين فرصت با شما تماس بگيريم

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه 1389/08/29 و ساعت 3:46 بعد از ظهر |

 امسال برای اولین بار در جهان روز  آمار جشن گرفته می شود. این کار به همت دبیر کل سازمان مللل متحد بان کی مون و ابتکار وی با همکاری سران و ادارات مرکزی آمار کشورها به منظور کاربردی تر نمودن آمار در اداره کشورها برگزار می گردد. در این راستا توجه به چند نکته ضروری است.

نامگذاري روزها با موضوعات خاص، سنتي است که هم در سطح ملي و هم در سطح بين المللي مرسوم ‌است. اين نامگذاري‌ها از دو منظر قابل توجه است. اول اينکه موضوع مورد نظر نزد، مردم يک کشور يا مردم جهان آنقدر با‌ اهميت و برجسته است که روزي را به آن اختصاص مي‌دهند. دوم اينکه موضوع مورد نظر جايگاه واقعي خود را ندارد و جامعه به اهميت آن آگاه نيست. بنابراين روزي را با آن نامگذاري مي‌کنند تا مردم به اهميت آن پي ببرند و موضوع، جايگاه واقعي خود را به مرور زمان پيدا کند

گراميداشت روز جهاني آمار در حقيقت براي نشان دادن اهميت نقش آمار در خدمت به ملت ها در سطح جهان است. و اين گراميداشت سبب خواهد شد که افکار عمومي و ملت ها آگاهي و اعتماد کافي به آمار رسمي پيدا کنند ، که اين امر باعث مي شود آماردانان در سراسر دنيا و در فرهنگ هاي مختلف راحت تر کارهاي خود را به انجام برسانند.


پيام دبير کل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهاني آمار (20 اکتبر 2010)


آمار يک ابزار حياتي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي، از جمله تلاش ما براي رسيدن به اهداف توسعه هزاره مي باشد. براي توسعه موفق، ما نياز به جمع آوري داده و تجزيه و تحليل آماري از سطح فقر، دسترسي به آموزش و پرورش و بروز بيماري داريم. کميسيون آماري سازمان ملل متحد، استانداردها و دستورالعملهاي بين المللي واقعي در هر منطقه آماري ايجاد کرده است. اين امر نقش مهمي در کمک به تقويت گزارش آماري دولتها، ايجاد داده هاي در دسترس تر و قابل مقايسه در سراسر کشورها و مناطق بيش از پيش بازي کرده است.

امروز اولين روز جهاني آمار را که توسط مجمع عمومي سازمان ملل براي به رسميت شناختن اهميت آمار در شکل دادن به جوامعمان اعلام شده است را ثبت مي کند.

آمار در زندگي مدرن نفوذ مي کند. آنها پايه بسياري تصميمات دولتي، تجاري و اجتماعي هستند. آنها اطلاعات و بينشي در مورد گرايشات و نيروهاي که بر زندگي ما اثر ميگذارد، ارائه مي دهند. پژوهش ها و سرشماري هاي گرد آوري شده – امسال به تنهايي سه بيليون نفر در سرشماري جمعيت و مسکن شرکت خواهند کرد - آمار برنامه ريزي مدارس، بيمارستان ها، جاده ها و بسياري ديگر را تحت تاثير قرار مي دهد.

 آمار يک ابزار حياتي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي، از جمله تلاش ما براي رسيدن به اهداف توسعه هزاره مي باشد. براي توسعه موفق، ما نياز به جمع آوري داده و تجزيه و تحليل آماري از سطح فقر، دسترسي به آموزش و پرورش و بروز بيماري داريم. آمار يک ملاحظه مرکزي در تصديق کردن است که تقريبا در هر جنبه اي از بودجه ها و برنامه هايي که قادر هستند کودکان گرسنه تغذيه شوند يا ارائه سرپناه و مراقبت هاي بهداشتي اضطراري براي قربانيان بلاياي طبيعي است.
کميسيون سازمان ملل متحد آماري، تاسيس در سال 1947، استانداردها و دستورالعملهاي بين المللي واقعي در هر منطقه آماري ايجاد کرده است. اين امر نقش مهمي در کمک به تقويت گزارش آماري دولتها، ايجاد داده هاي در دسترس تر و قابل مقايسه در سراسر کشورها و مناطق بيش از پيش بازي کرده است.

آنها خدمات ضروري عمومي انجام مي دهند --  ترويج صلح و دموکراسي با دادن اطلاعات قابل اعتماد و بيطرف در مورد آنها به شهروندان. ارزش هاي اساسي آنها -- خدمات، صداقت و تخصص -- سزاوار پشتيباني کامل در تمامي کشورهاست.

 با اين حال، همانطور که در بسياري از مناطق ديگر، کشورهاي در حال توسعه اغلب خود را در يک نقطه ضعف، کمبود منابع مالي براي پرداخت حقوق، آموزش کارکنان و جمع آوري داده ها مي يابند. در اين اولين روز جهاني آمار من جامعه بين المللي را به همکاري با سازمان ملل متحد به توانا کردن همه کشورها براي رويارويي با نيازهاي آماري خود تشويق مي کنم. اجازه دهيد همه ما به نقش مهم آمار در انجام مأموريت جهاني ما از توسعه و صلح اذعان کنيم.

 بان کي مون - دبير کل سازمان ملل متحد 20 اکتبر 2010

 در روز جهاني آمار، فعاليت هاي ملي نقش آمارهاي رسمي و دستاوردهاي بسيار نظام آماري ملي را به نمايش مي گذارد و سازمان هاي مختلف بين المللي، منطقه اي و ناحيه اي فعاليت هاي ملي را با برنامه هاي ويژه گرامي خواهند داشت.

شعارهاي رسمي روز جهاني آمار در ايران

شعارهاي رسمي روز جهاني آمار پس از بررسي توسط انجمن آمار ايران براي آگاهي و استفاده آمار دوستان در هفته ملي آمار ايران ارائه شده است

آمار، زيربناي توسعه است.
آمار، اساس برنامه ريزي است.
ارائه آمار صحيح، گامي‌ در جهت برنامه ريزي مطلوب است.
آمار درست و دقيق، مديريت مطلوب جامعه را ممکن مي سازد.
آمار، نوري است  براي روشن کردن نقاط تاريک برنامه ريزي ها.
آمار، تصويري است از وضعيت هر جامعه به زبان عدد و رقم.
آمار، علم توسعه دانشها‌ي تجربي است.
آمار ،راهنمايي به سوي ناشناخته ها ست.
آمار، علم انجام علوم است.
آمار هنر و علم جمع آوري و تحليل داده هاست.
آمار، ابزار نظارت و سنجش پيشرفت برنامه هاست.
آمار، مجموعه‌اي از روش‌ها براي تصميم‌گيري عاقلانه در رويارويي با عدم حتميت است.
امروزه شناخت قابل اعتماد، شناخت متکي بر آمار درست و دقيق است.
تحول در آموزش آمار، باعث تحول در جامعه است.
برنامه ريزي بدون آمار، تيري است در تاريکي.
برنامه ريزي مطلوب  و موفق ، نيازمند آمار درست و روزآمد است.
پيشرفت مدنيت امروزه  با علم آمار سنجيده  مي‌‌شود و در آينده نيز با آن کنترل خواهد شد.
دانش‌هاي تجربي محصول مشاهده و آزمايش‌هاي علمي‌ اند و ابزار اين مشاهده و آزمايش و نتيجه گيري از آنها علم آمار است.
نخستين گام در شناخت يک جامعه نا آشنا، مطالعه در آمار اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي‌، و اقليمي آن است.
اعلام نظر پيش از آنکه داده‌هايي‌ در اختيار داشته باشيم اشتباهي است بزرگ.پاسخ تقريبي به يک مسئله‌ با تعيين حاشيه خطا ،بسيار پر ارزش تر از پاسخي دقيق بدون امکان اندازه گيري خطاي آن است. حاشيه خطا را با آمار مي توان سنجيد.
روزي فرا مي رسد که علم آمار مانند خواندن و نوشتن يکي از ضروريات جوامع پويا خواهد شد.
همکاري با آمار گيران، نويد بخش برنامه ريزي مطمئن در جامعه است.
گراميداشت هفته آمار در ايران، نشانه عزم ملي براي توسعه همه جانبه کشور است.

برنامه هاي هفته ي ملي آمار در ايران

جامعه آماري ايران (IRSS) از تاريخ 20 لغايت 26 اکتبر (28مهرماه تا 4 آبان) روز جهاني آمار و روز ملي آمار را جشن خواهد گرفت 

هدف از برگزاري اين مراسم، افزايش آگاهي هاي آماري در بين مسئولين و مقامات رسمي و عموم مردم خواهد بود. 

برنامه هاي هفته آمار و برنامه ريزي به اين شرح خواهد بود. 

28 مهر

روز جهاني آمار-آمار رسمي

29 مهر

آموزش و سواد آماري

30 مهر

ارتقاء فرهنگ و آگاهي آماري

1 آبان

روز آمار و برنامه ريزي

2 آبان

آمار و صنعت (توليد و خدمات)

3 آبان

نقش آمار در ساير علوم

4 آبان

آمار و اخلاق حرفه اي-نظام آمارشناسي

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه 1389/08/02 و ساعت 11:26 قبل از ظهر |
امروز روز تولد شیر زنی است که در ادبیات ما اسوه صبر و تقوی است. بانویی که پرورش یافته مکتب نبوی، فاطمی، علوی، حسنی و حسینی است و با این الگوهای نمونه هیچ شکی نیست که باید نمونه باشد، در صبر در دیانت در سیاست در کلام ....

                                                              

آری روز تولد عقیله بنی هاشم زینب کبری(س) است بانویی که با صبر و استقامت خویش در کربلا محافظ امام زمان خود، یاور یتیمان بنی هاشم و احیا کننده اسلام اصیل بود.

 

السلام عیک یا زینب کبری(س) 

 

مادری که با وجود شهادت دو فرزند خردسال خویش، شهادت دو برادر، غم هفتاد و چند یاور اسلام پرستار امام بیمار خود بود و افتخاری زیبا برای پرستاری آفرید. 

بله پرستار اما پرستار بهترین مخلوقات خدا در زمین پرستار پهلوی شکسته دلیل ایجاد آسمان و زمین، پرستار فرق شکافته اول امام عالم، پرستار جگر پاره پاره کریم اهلبیت و صبر و مونس برادری که حتی یکروز نه بلکه یک لحظه بدون او توان زندگی نداشت . و او زینب(س) است.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1389/01/31 و ساعت 12:13 بعد از ظهر |

دكتر غلامحسين شاهكار در بهمن ماه سال 1319 خورشيدي در شيراز چشم به جهان گشود. غلامحسين شاهكار پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود در شيراز، عازم تهران شد و در سال 1343 مدرك كارشناسي رياضي را از دانشگاه تهران دريافت كرد. پس از گذراندن يك دوره يكساله در دانشسراي عالي، به دانشگاه مشهد رفت و به عنوان معلم حل تمرين مرحوم پروفسور تقي فاطمي مشغول خدمت شد. يك سال بعد، براي گذراندن دوره كارشناسي ارشد رياضي به شهر محل تولد خود بازگشت و همزمان با تحصيل، خدمت خود را در قالب مربي نيمه وقت ادامه داد. وي در سال 1352 با استفاده از بورس وزارت علوم براي ادامه تحصيلات عازم انگلستان شد و به دليل علاقه اش به رياضيات كاربردي و آمار، رشته تحصيلي خود را تغيير داد. وي در سال 1354 مدرك كارشناسي ارشد آمار را از دانشگاه شفيلد انگلستان دريافت كرد و بلافاصله به دانشگاه ولز منتقل شد. تحصيلات خود را در رشته نظريه صف (Queueing Theory) ادامه داد و در سال 1357، موفق به كسب مدرك دكتراي تخصصي در رشته خود از دانشگاه ولز انگلستان شد مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : غلامحسين شاهكار در سال 1350 پس از دريافت مدرك كارشناسي ارشد در رشته رياضي، با دعوت رئيس وقت دانشكده علوم رياضي دانشگاه مشهد، به طور رسمي به استخدام اين دانشگاه درآمد.ايشان پس از اخذ مدرك دكتري تخصصي در رشته خود از دانشگاه ولز انگلستان در سال 1357، به ايران بازگشت و از آن زمان تاكنون، به تدريس و پژوهش در دانشگاه فردوسي مشهد مشغول است. نامبرده در سال 1379 به مرتبه استادي ارتقاي يافت.  

فعاليتهاي آموزشي : 1346 - 1347تدريس در دانشگاه مشهد به عنوان معلم حل تمرين 1347 - 1350 تدريس به عنوان مربي نيمه وقت دانشگاه شيراز 1350 - 1352تدريس در دانشگاه فردوسي مشهد 1376ارتقاي مرتبه به دانشيار - دانشگاه فردوسي مشهد 1379ارتقاي مرتبه به استاد - دانشگاه فردوسي مشهد جوائز و نشانها : كتاب "طرح و تحليل آزمايشها" به عنوان كتاب برگزيده كتاب سال دانشگاه تهران كتاب "تحليل رگرسيوني كاربردي " به عنوان كتاب برگزيده سال دانشگاه تهران استاد نمونه دانشگاه فردوسي مشهد دريافت لوح تقدير از پنجمين جشنواره فردوسي دريافت لوح تقدير از چهارمين جشنواره فردوسي چگونگي عرضه آثار : تعداد مقالات منتشر شده : بيش از 9 مورد _

 آثار : 1 آشنايي با فرآيندهاي تصادفي ويژگي اثر : تاليف: Erhan Cinlar ترجمه: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات دانشگاه صنعتي شريف چاپ اول: 1380 2 آشنايي با نظريه صف بندي ويژگي اثر : تاليف: غلامحسين شاهكار انتشارات دانشگاه پيام نور چاپ اول: 1375 3 تحليل رگرسيوني كاربردي ويژگي اثر : تاليف: Norman R. Drapper, Harry Smith ترجمه: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات مركز نشر دانشگاهي چاپ اول: 1378 ،اين كتاب برگزيده كتاب سال است. 4 طرح آزمايشها (1) ويژگي اثر : تاليف: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات دانشگاه پيام نور چاپ اول: 1375 5 طرح آزمايشها (2) ويژگي اثر : تاليف: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات دانشگاه پيام نور چاپ اول: 1376 6 طرح و تحليل آزمايشها ويژگي اثر : تاليف: Douglas C. Montgomery ترجمه: غلامحسين شاهكار انتشارات مركز نشر دانشگاهي چاپ اول: 1380 -اين كتاب برگزيده كتاب سال دانشگاه تهران است. 7 مباني احتمال ويژگي اثر : تاليف: Saeid Ghahramani ترجمه: غلامحسين شاهكار، ابوالقاسم بزرگنيا انتشارات دانشگاه صنعتي شريف چاپ چهارم: 1384 8 مباني نظريه صف ويژگي اثر : تاليف: Donald Gross, Carl M. Harris ترجمه: غلامحسين شاهكار انتشارات مركز نشر دانشگاهي چاپ اول: 1372 

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه 1389/01/14 و ساعت 11:3 قبل از ظهر |

اول آبان هر سال روز ملي آمار و برنامه ريزي است. جايگاه ويژه آمار در تمام علوم بر کسي پوشيده نيست. اين علم جايگاه ارزشمندي در تمام رشته هاي علوم و به ويژه علوم انساني که توانسته با روش هاي متقن تمام حرکات جمعيتي و انساني را به اعداد و رقم تبديل کند، به خود اختصاص داده است.شاید در نگاه اول این عنوان هم مثل همه چیزهای دیگر که در تقویم وجود دارد یک عنوان بی اهمیت به نظر بیاید. شاید هم باشد ولی بهتر است بینیم آمار چیست و چه نقشی در برنامه ریزی دارد.در این صورت است که شاید تصدیق کنیم که نام گذاری یک روز به نام آمار چندان بی اهمیتی نیست!
آمار از جمله علومي است که براساس آن مي توان تمام مشخصات و ويژگي هاي کمي و کيفي افراد را تبديل به ارقام کرد و به همين سبب درک مسائل انساني را که يکي از پيچيده ترين مسائل جامعه بشري است، توانسته به اتکاي محاسبه هاي آماري، تا حد قابل توجهي قابل درک کند.
بسياري از کارشناسان آماري معتقدند، کنکاش مسائل جامعه در قالب آمار، شايد يکي از جذاب ترين موضوع هايي است که کاربرد اين علم را براي تمام کاربران دلنشين کرده است.
کاربرد علم آمار در کشورهاي توسعه يافته بسيار وسيع و گسترده است. واحدهاي اقتصادي در اين کشورها از اين علم براي جمع آوري نظرات مصرف کنندگان ياري مي گيرند و با استفاده از نظرات کاربران کالا، در جهت بهبود شرايط توليد کالا تلاش مي کنند.
علم آمار نه تنها در علوم زيستي بلکه در جوامع انساني و حتي در سياست جايگاه ويژه اي دارد.
پيشرفت علم آمار در علوم اجتماعي به گونه اي است که حتي مي توان تاثير برخي از مسائل دشوار انساني را در بروز پديده هايي نظير فقر، فحشا و بزهکاري محاسبه کرد.
علم آمار مي تواند، ويژگي هاي جامعه را در يک يا چند عدد خلاصه کند. اين علم توانايي دارد موضوع هايي را که به نظر با يکديگر ارتباطي ندارند به يکديگر مرتبط ساخت و به مقايسه جوامع با يکديگر پرداخت.


يکي از مهمترين موضوع هايي که در علم آمار کاربرد وسيعي دارد استفاده از منحني نرمال است. منحني نرمال گوياي فضاي مناسب براي مشاهدات آماري است. کاربرد اين منحني در آمار آنچنان وسيع است که تمام شاخص هاي جوامع انساني را با پارامترهاي گوناگون مي توان در آن لحاظ کرد.


علم آمار، به اعداد و ارقام بي جان و نامفهوم به دست آمده از جامعه، معنا مي بخشد زيرا تنها ابزار اطلاعاتي است که از تحقيقات به دست مي آيد، همچنين مي توان براساس اطلاعات حاصله، به برنامه ريزي دقيق پرداخت.


آمار را نبايد فقط ارايه اعدادي دانست که با انسان بيگانه هستند. آمار به عنوان علمي کاربردي جايگاه خود را در تمام علوم حفظ کرده و مي تواند پيچيده ترين مسائل جامعه بشري را در قالب اعداد ترسيم کند و با انسان سخن گويد.

زنده ياد"عباسقلي خواجه نوري" پدر علم آمار ايران، معتقد است: "داده ها به مثابه ي دانه هاي روغني هستند که آمار وظيفه استخراج روغن اين دانه ها را برعهده دارد."
شکي نيست کاربرد علم آمار در کشورهايي که در صدد توسعه يافتگي هستند، بيش از پيش افزايش مي يابد. برنامه ريزان در اين کشورها به اهميت اين علم در تمام ارکان جامعه پي برده اند و مي دانند هرگونه برنامه ريزي بدون در نظر گرفتن داده هاي آماري ناممکن است.

آمار علم زیبایی است!! بررسی مسائل ملموس جامعه تحت یک مسئله ریاضی واقعا جذاب و لذت بخش است !! وای که چقدر زیباست که مسائلی که بررسی می کنی از آزمایش نوعی پفک یا حشره کش تا بررسی اقمار نجومی و دورترین کهکشانها باشد.آمار نوعی کنجکاوی (بخوانید فضولی!!) در آماردان ایجاد می کند که دوست دارد تمام نایافته های دنیا را بیابد!!  واقعا زیباست که بیش از هزاران هزار عدد که هیچ مفهومی ندارد وقتی در کنار هم قرار می گیرند ناگهان تبدیل به یک عدد معنادار می شوند که آن عدد گویای همه چیز است !!  من به شخصه در بین تمام دروسی که دارم به آمار علاقه بیشتری دارم!! بهتر بگم تنها درسی است که با رغبت به سراغش می روم !!

دانستن اینکه تمام دنیا از یک منحنی نرمال پیروی می کند واقعا زیباست!! اینکه هرچیزی که شما فکر کنید در یک زنگوله جای می گیرد نشان از نظمی دارد که در خلقت نهفته است و کار آمارشناس این است که اسراری که در خلقت به صورت کدهای مخفی پنهان شده ، کشف کند!!! نوعی خداشناسی علمی !

آمار چیست و به چه کار می آید!؟ شاید در نگاه اول آمار یاد آورهمان کنجاوی نابجا که در بین  عموم مردم به گرفتن آمار کسی یا چیزی معروف شده است، باشد. ولی آمار فضولی نیست یا حداقل تماما فضولی نیست !! اهمیت آمار در این است که تمام مشخصات کیفی فرد را تبدیل به ارقام می کند به عبارتی نوعی کدگذاری برای جامعه انجام می دهد.

در آخر شایدمعرفی چند سایت  که با آمار مرتبط است خالی از لطف نباشد:

مرکز آمار ایران   (مرجع اصلی آمار کشور و متصدی امر سرشماری)

پژوهشکده آمار  (بخش جنبی مرکز آمار ایران)

انجن آمار ایران (محفلی برای اجتماع  آماردانهای کشور)

American Statistical Association

و بالغ بر ۷۰۰ میلیون سایت که می توانید از آنها استفاده کنید!

*****************

منحنی نرمال ( زنگلوله ای که اکثر ویژگیهای طبیعی دنیا را در بر می گیرد)

ساختمان مرکز آمار ایران :

 و در پایان خط مشی كيفيت مركز آمار ايران از زبان دکتر محمد مدد معاون رئیس جمهور و رئیس مرکز آمار ایران به مناسبت روز ملی آمار و برنامه ریزی

بسمه تعالي

خط مشی كيفيت مركز آمار ايران

مركز آمار ايران به عنوان متولي آمار كشور، وظيفه تهيه، توليد و ارايه آمارهاي رسمي و هدايت و نظارت فعاليت‌هاي آماري را از راههاي زير برعهده دارد.

الف - فراهم كردن آمار و اطلاعات و خدمات اطلاع‌رساني به موقع، با كيفيت و با استفاده از تكنولوژي‌هاي كارا  و مؤثر،

ب - برنامه‌ريزي، نظارت و هدايت و استانداردسازي فعاليت‌هاي آماري در كشور،

ج - ساماندهي پايگاه اطلاعات آماري كشور به منظور اطلاع‌رساني آماري در سطح كشور،

ما براي انجام بهتر اين مهم و افزايش كيفيت توليدات و خدمات مركز آمار ايران بر خود ضروري مي‌دانيم همه فعاليت‌ها و اقدامات را نظارت مستمر داشته و براساس استانداردISO 9001:2000  مورد بازنگري قرار داده و با آن سازگار نماييم.

در اين مركز كيفيت، مسئوليت يكايك كاركنان بوده و همه بايد با بهره�گيري و توسعه قابليت‌هاي خود و از طريق آموزش‌هاي لازم، در اين راستا گام بردارند.

مركز آمار ايران، براي تأمين اطلاعات مورد نياز كشور و رفع سريع نيازهاي آماري، با استفاده از آخرين فناوري و ابزارهاي پيشرفته روز و با بكارگرفتن جديدترين شيوه‌هاي موجود در جهان ،  اهداف كلان زير را سرلوحه فعاليت‌ها خود قرار مي‌دهد: 

  1.  ارتقاي كيفي آمارهاي رسمي توليد شده در نظام آماري كشور
  2.  افزايش بهره‌وري نظام توليد آمار و كاهش هزينه و زمان توليد
  3. جلب رضايت كاربران و مصرف‌كنندگان آمار
  4. ارتقاء فرهنگ استفاده از آمار در جامعه
  5. ساماندهي پايگاه اطلاعات آماري كشور 
  6.  افزايش مشاركت بخش خصوصي در فعاليت‌هاي آماري

ما تلاش خواهيم كرد هر روز كار خود را، به روش مديريت بر مبناي هدف، با كيفيت بهتري نسبت به روز قبل انجام داده و با بهره‌گيري از نظرات كاربران، به طور مستمر فعاليت‌هاي خود را در راستاي جلب رضايت آن‌ها، بهبود بخشيم.

بهره‌گيري از الگو‌هاي پيشرفته مديريت كيفيت فراگير در جهت رسيدن به تعالي سازماني در بلندمدت، به عنوان راهبرد اساسي مدنظر اينجانب است و انتظار مي‌رود مديران و كاركنان مركز آمار ايران در دستيابي به آن همكاري و همدلي نمايند.

و من ا... التوفيق

محمد مـدد

رئـيس مـركـز آمـار ايـران

يکم آبان ماه، روز ملي آمار و برنامه ريزي بر تمام کاربران اين علم زیبا مبارک باد.

+ نوشته شده توسط امیر در یکشنبه 1388/08/03 و ساعت 11:14 قبل از ظهر |

تاریخ:۳۰/۸/۸۱

مکان:خیابان فرصت شیرازی، روبروی ساختمان انجمن آمار ایران

سکانس اول: یکی از بزرگان علم آمار در حال عبور از عرض خیابان برای ورود به ساختمان انجمن آمار است. قرار بود  آنروز جلسه ای در این ساختمان برگزار شود.

در آن سمت خیابان موتور سواری بدون گواهینامه با سرنشین اضافی ورود ممنوع آمده و با سرعت زیاد در حال حرکت است.

ناگهان... تصادفی شدید و پرت شدن مردی بزرگ چند متر آنطرف تر


خانم عميدي: ساعت 3 بعداز ظهر بود كه تلفني به ما خبر دادند. اورژانس، ايشان را ابتدا به بيمارستان [...] برده بود؛ اما چون امكانات لازم را نداشت، ايشان را به بيمارستان [...] منتقل كردند. در آن بيمارستان نيز كه اتلاف وقت و گسترش عوارض خونريزي مغزي باعث اين ضايعة جبران نشدني شد. بعد از آن، بهترين متخصصها بالاي سر ايشان بودند؛ اما ديگر كار از كار گذشته بود. دكتر در آن روز در انجمن آمار كه آن زمان در خيابان فرصت شيرازي بود، جلسه داشت. چون هميشه مقيد بود كه با تأخير در جلسات حاضر نشود، حتي چاي عصرش را هم نخورد و گفت وقتي برگشتم ميخوريم. آن موتورسوار نيز كه گويا ورود ممنوع مي آمده و گواهينامه نيز نداشته، با سرعت زياد و سرنشين اضافي بر ترك موتور با ايشان تصادف ميكند. مردم ميگفتند ضربه به قدري سخت بوده كه چند متر آنطرفتر پرتاب شده بودند. مردم خودشان به دنبال موتور سوار رفته و نگذاشته بودند فرار كند. در حال حاضر نيز چه بسا در زندان به سر نميبرد؛ براي ماچيزي عوض نميشود؛ اما ما به دليل صيانت اجتماع در مقابل اينگونه بي توجهي ها و قانون شكني ها هنوز رضايت نداده ايم...


سکانس دوم: بیمارستان...، مسئولان اورژانس بیمارستان اعلام می کنند امکانات لازم برای رسیدگی به مریض را ندارند و آمبولانس ناچار به بیمارستانی دیگر میرود. در گوشه حیاط بیمارستان ... مردی روی برانکارد افتاده ولی به دلیل کارهای واجب تر مسئولین اورژانس بیمارستان رسیدگی به بیماری که خونریزی مغزی کرده بیش از یک به تاخیر می افتد! و اما قصه همیشگی نوش دارو بعد از مرگ سهراب! مرد قصه ما به علت خونریزی شدید به کما می رود و بهترین متخصصان کشور بالای سر ایشان جمع شده اند و ناله چه کنم چه کنم سرگرفته اند!

اکنون نزدیک به ۷  سال از این ماجرا می گذرد و دکتر علی عمیدی یکی از بزرگان علم آمار به علت کمای ناشی از تصادف و خونریزی شدید روی تخت بیمارستان افتاده.

چندی پیش دوستان ما در انجمن آمار ایران مصاحبه ای را با خانواده دکتر علی عمیدی انجام دادند. به دلیل نزدیکی به آن حادثه غم بار و برای ارج نهادن خدمات ایشان به علم آمار این مصاحبه در ادامه مطلب برای دوستان خواننده آورده شده است.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1388/07/20 و ساعت 10:7 قبل از ظهر |

۱۵شوال: شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا(ع)، رحلت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) 

این مطلبی است که در برگه ۱۲/۷/۸۸ در تقویم نوشته شده است. بهمین دلیل و به دلیل ارادت خاصی که به شاه ری دارم برآن شدم تا مطالبی را درباره این بزرگوار گردآوری کنم.

عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می‌رسد . پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قیس .

ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سال 173 هجری قمری در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی كاظم علیه السّلام، امام رضا علیه السّلام، امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده، محضر مبارك امام رضا علیه السّلام، امام محمّد تقی علیه السّلام  و امام هادی  علیه السّلام را درك كرده و احادیث فراوانی از آنان روایت كرده است .

این فرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است .

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السّلام و از چهره‌های بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود و در مسایل دین آگاه و به معارف مذهبی و احكام قرآن، شناخت و معرفتی وافر داشت .

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به صورت یك مسافر ناشناس، وارد ری شد و در محلّه ساربانان در كوی سكّه الموالی به منزل یكی از شیعیان رفت،

ستایشهایی كه ائمه معصومین علیهم السّلام از وی به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصیّت علمی و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادی علیه السّلام گاهی اشخاصی را سؤال و مشكلی داشتند، راهنمایی می‌فرمودند كه از حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام  بپرسند و او را از دوستان حقیقی خویش می‌شمردند و معرّفی می‌فرمودند .

در آثار علمای شیعه نیز، تعریفها و ستایشهای عظیمی درباره او به چشم می‌خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهیزكار، ثقه، دارای اعتقاد نیك و صفای باطن و به عنوان محدّثی عالیمقام و بزرگ یاد كرده اند؛ در روایات متعدّدی نیز برای زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام، ثوابی همچون ثواب زیارت حضرت سیّد الشهدا، امام حسین علیه السّلام بیان شده است.

زمینه‌های مهاجرت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام  از مدینه به ری و سكونت در غربت را باید در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر جستجو كرد؛ خلفای عبّاسی نسبت به خاندان حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و شیعیان ائمه علیه السّلام  بسیار سختگیری می‌كردند، یكی از بدرفتارترین این خلفأ متوكّل بود كه خصومت شدیدی با اهل بیت علیهم السّلام داشت، و تنها در دورت او چندین بار مزار حضرت امام حسین علیه السّلام  را در كربلا تخریب و با خاك یكسان ساختند و از زیارت آن بزرگوار جلوگیری به عمل آوردند.

سادات و علویّون در زمان او در بدترین وضع به سر می‌بردند .حضرت عبدالعظیم علیه السّلام  نیز از كینه و دشمنی خلفا در امان نبود و بارها تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند و گزارشهای دروغ سخن چینان را بهانه این سختگیری‌ها قرار می‌دادند، درچینن دوران دشوار و سختی بود كه حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به خدمت حضرت امام هادی علیه السّلام  رسید و عقاید دینی خود را بر آن حضرت عرضه كرد، حضرت امام هادی علیه السّلام  او را تأیید فرموده و فرمودند: تو از دوستان ما هستی .

دیدار حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سامرا با حضرت امام هادی علیه السّلام  به خلیفه گزارش داده شد و دستور تعقیب و دستگیری وی صادر گشت، او نیز برای مصون ماندن از خطر، خود را از چشم مأموران پنهان می‌كرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد می‌كرد و شهر به شهر می‌گشت تا به ری رسید و آنجا را برای سكونت انتخاب كرد. علّت این انتخاب به شرایط دینی و اجتماعی ری در آن دوره بر می‌گردد كه وقتی اسلام به شهرهای مختلف كشور ما وارد گشت و مسلمانان در شهرهای مختلف ایران به اسلام گرویدند، از همان سالها ری یكی از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان شد و اعتبار و موقعیّت خاصّی پیدا كرد . زیرا سرزمینی حاصلخیز و پرنعمت بود، عمرسعد هم به طمع ریاست یافتن بر ری در حادثه جانسوز كربلا، حضرت حسین بن علی علیه السّلام را به شهادت رساند. در ری هم اهل سنّت و هم از پیروان اهل بیت علیهم السّلام زندگی می‌كردند و قسمت جنوبی و جنوب غربی شهر ری بیشتر محلّ سكونت شیعیان بود.

عبدالعظیم علیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می‌رسد

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به صورت یك مسافر ناشناس، وارد ری شد و در محلّه ساربانان در كوی سكّه الموالی به منزل یكی از شیعیان رفت، مدّتی به همین صورت گذشت. او در زیرزمین آن خانه به سر می‌برد و كمتر خارج می‌شد، روزها را روزه می‌گرفت و شبها به عبادت و تهجّد می‌پرداخت، تعداد كمی از شیعیان او را می‌شناختند و از حضورش در ری خبر داشتند و مخفیانه به زیارتش می‌شتافتند، امّا می‌كوشیدند كه این خبر فاش نشود و خطری جانِ حضرت را تهدید نكند.

پس از مدّتی، افراد بیشتری حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را شناختند و خانه‌اش محلّ رفت و آمد شیعیان شد، نزد او می‌آمدند و از علوم و روایاتش بهره می‌گرفتند و عطر خاندان عصمت علیهم السّلام را از او می‌بوئیدند و او را یادگاری از امامان خویش می‌دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف می‌كردند.

حضرت عبدالعظیم علیه السّلام میان شیعیان شهرری بسیار ارجمند بود و پاسخگویی به مسایل شرعی و حلّ مشكلات مذهبی آنان را برعهده داشت؛ این تأكید، هم گویای مقام برجسته حضرت عبدالعظیم علیه السّلام است و هم می‌رساند كه وی از طرف حضرت امام هادی علیه السّلام در آن منطقه، وكالت و نمایندگی داشته است؛ مردم سخن او را سخن امام علیه السّلام می‌دانستند و در مسایل دینی و دنیوی، وجود او محور تجمّع شیعیان و تمركز هواداران اهل بیت علیهم السّلام بود.


پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس حضرت عبدالعظیم (ع)

http://www.abdulazim.com/PERSIANnet


 

روزهای پایانی عمر پربركت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با بیماری او همراه بود، آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت در آستانه محرومیّت از وجود پربركت این سیّد كریم قرارگرفته بودند، اندوه مصیبتهای پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاكمیت عبّاسیان برایش دردی جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها یك رویای صادقانه حوادث آینده را ترسیم كرد: یكی از شیعیان پاكدل ری، شبی درخواب حضرت رسول صلّی الله علیه وآله و سلّم را در خواب دید. حضرت پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم  به او فرمود: فردا یكی از فرزندانم در محلّه سكّه المولی چشم از جهان فرو می‌بندد، شیعیان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبّار می‌برند و نزدیك درخت سیب به خاك می‌سپارند.

سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را از صاحبش بخرد و افتخار دفن شدن یكی از فرزندان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را نصیب خویش سازد، عبدالجبّار كه خود نیز خوابی همانند خوابِ او را دیده بود، به رمز و راز غیبی این دو خواب پی برد و برای اینكه در این افتخار، بهره‌ای داشته باشد، محلّ آن درخت سیب و مجموعه باغ را وقف كرد تا بزرگان و شیعیان در آنجا دفن شوند.

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السّلام و از چهره‌های بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود

همان روز حضرت چشم از جهان فرو بست. خبر درگذشت این نواده رسول اكرم صلّی الله علیه وآله و سلّم  دهان به دهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه‌های سیاه پوشیدند و بر در خانه حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام گریان و مویه كنان گرد آمدند؛ پیكر مطهّر او را غسل دادند، به نقل برخی مورّخان در هنگام غسل، در جیب پیراهن او كاغذی یافتند كه نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پیكر او نماز خواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعیّت انبوه عزادار به سوی باغ عبدالجبّار تشییع كردند و پیكر مطهّرش را در كنار همان درخت سیب كه رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم به آن شخص اشاره كرده بود، دفن كردند تا پاره‌ای از عترت مصطفی صلّی الله علیه وآله و سلّم در این باره به امانت بماند و نورافشانی كند و دلباختگان خاندان پیامبر صلّی الله علیه وآله و سلّم از مزار این ولیّ خدا فیض ببرند.

حرم حضرت عبدالعظیم
 
 امام هادی(ع): من زار عبدالعظیم(ع) بری کمن زار حسین (ع) بکربلا
برای دیدن عکس های حرم روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در دوشنبه 1388/07/13 و ساعت 3:43 بعد از ظهر |

از سال 1948 که دولت اسراییل تشکیل شد تاکنون هیچ گاه موقعیت این رژیم به این اندازه ضعیف نبوده و هیچ گاه آرمان آزادی فلسطین اینقدر نزدیک احساس نمی شده است:

1- در طول تاریخ اسراییل هیچ گاه شکست نظامی را تجربه نکرده بود. ارتشی که جز 5 ارتش برتر دنیا قرار دارد همواره در جنگ با اعراب پیروزی را برای یهودیان صهیونیست به ارمغان آورد. تا این که در سال 2000 میلادی یک جنبش کوچک اما با عزمی سترگ توانست اسراییل را از جنوب لبنان بیرون براند و اولین پیروزی را رقم بزند و سپس توانست در جنگی 33 روزه اسراییل را در هدف نابودی حزب الله لبنان ناکام بگذارد.  حزب الله توانست با تحمیل شرایط خود بر اسراییل اسیران خود را نیز از بند برهاند. اسطوره شکست ناپذیری ارتش اسراییل شکسته شد.

اختلافات میان اشکنازی ها و سفاردی ها در درون جامعه اسراییل بیشتر شده است. سفاردی ها اشکنازی ها را به تبعیض نژادی متهم می کنند.

2- مردم فلسطین نیز با استقبال از  انتفاضه به مقاومت مردمی با دولت اسراییل روی آورده اند. آنان با انتخاب اسماعیل هنیه که بر حق بازگشت فلسطینیان تاکید دارد به عنوان نخست وزیر از عزم خود برای ایستادگی و مقاومت و فاصله گرفتن از رویکردهای پیشین که سازش گرایانه بود خبر می دهند.

3- بسیاری از گروه های افراطی در اسراییل به عملی نبودن ایده های خود پی برده اند. ایهود باراک که با شعار اقدام قاطع بر علیه فلسطینیان و پیگیری ایده اسراییل بزرگ به قدرت رسیده بود، در آخرین جلسه کابینه خود ایده اسراییل بزرگ را ایده ای دست نایافتنی نامید. اسراییل بزرگ ایده ای است که تشکیل دولتی یهودی را در گستره ای وسیع از نیل در مصر تا فرات در عراق در سر می پرواند.

4- در درون اسراییل نیز وضعیت اجتماعی چندان مطلوب نیست. اختلافات میان اشکنازی ها و سفاردی ها در درون جامعه اسراییل بیشتر شده است. یهودیان اشکنازی به یهودیانی گفته میشود که پیشتر در قلمرو کشورهای غربی می زیسته اند و اکنون نیز اکثر فرصتهای قدرت و ثروت در اسراییل را به خود اختصاص داده اند. در مقابل سفاردی ها که یهودیان آسیایی هستند کمتر به مناصب دولتی دست یافته و وضعیت معیشتی پایین تری دارند. آنها اشکنازی ها را به تبعیض نژادی متهم می کنند.

صبح نزدیک است  یاران مژده باد.

 

 جلوی درب دانشگاه تهران منتظرت هستم.

5- دکترین دفاعی اسراییل بر دفاع همگانی و مردمی استوار است. چنانچه در این کشور مردان 3 سال و زنان 2 سال سربازی می روند و امکان تکرار و تمدید آن نیز وجود دارد. این سیستم تا پیش از شکست از حزب الله لبنان کارآمد نشان می داد اما پس از شکست نشانه های ناکارآمدی آن آشکار شده است. بر اساس آمارهای رسمی میزان فرار از خدمت سربازی به بیش از 25 درصد رسیده است. یعنی از هر 4 جوان اسراییلی یکی از خدمت فرار میکند!

6- رشد جنبشهای ضد صهیونیست در دنیا نیز جالب توجه است. چنانچه حتی برخی از خود یهودیان به جنبشهای ضد صهیونیست پیوسته اند.

بر اساس آمارهای رسمی میزان فرار از خدمت سربازی به بیش از 25 درصد رسیده است. یعنی از هر 4 جوان اسراییلی یکی از خدمت فرار میکند!

7- گزارشها از کاهش رشد و حتی رشد منفی اقتصاد اسراییل در سالهای اخیر خبر می دهند. میزان مهاجرت به اسراییل نیز منفی شده است. بدین معنا که تعداد یهودیانی که اسراییل را ترک می کنند از تعداد یهودیانی که در آن ساکن می شوند کمتر شده است.

۸- با افشا شدن جنایت نسل کشی صهیونیست ها در جنگ غزه همراهان همیشگی آنها(آمریکا،انگلیس و آلمان) از ترس ملت هایشان از حمایت کورکورانه از سیاست های تل آویو کاسته اند.

۹-با ادامه شهرک سازی صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی و آواره تر شدن ساکنین آنها این بار نه تنها ملت های آزاده بلکه حتی دولت های حامی اسرائیل با ادامه شهرک سازی مخالفت می کنند.

می توان موارد بسیار دیگری را نیز فهرست کرد که نشان از ضعف اسراییل و قوت مسلمانان دارد. آنچه که گفته شد و گفته نشد بر یک حقیقت دلالت دارد:

 الا ان نصر الله قریب

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 1388/06/25 و ساعت 11:46 قبل از ظهر |

دکتر خواجه نوری (پدر آمار ایران)

دکر عباسقلی خواجه نوری (پدر آمار ایران)
ایشان در 4 تیر ماه 1294 در شهر نور بابه عرصه وجود نهادند.پدرشان کاظم خواجه نوری (اعظم الملک) و مادرشان (عفت الملوک)خواجه نوری بودند.
دکتر خواجه نوری پس از طی دورهای ابتدائی و متوسطه وارد دانشکده کشاورزی کرج شده و در سال 1316 در رشته مهندسی کشاورزی از این دانشکده فارغ التحصیل شدند . پس از طی دوره سربازی به انجام کارهای پژوهشی در زمینه کشاورزی پرداختند . ایشان مدتی به عنوان موسسه اصلاح و ازدیاد بذر و نهال و گل خدمت و معلم زراعت دانشسرای کشاورزی مشغول بودند.سپس مدتی نیز ریس اداره آمار و جیره وزارت دارائی و ریس اداره آمار کشاورزی و اجتماعی سازمان برنامه و همینطور ریس آمار اداره آمار شناسی بودند.
دکتر خواجه نوری برای ادامه تحصیل به آمریکا سفر کردند و در سال 1331 از دانشگاه کارولینای شمالی درجه کارشناسی ارشد آمار را دریافت نمودند. بعد از آن عازم فرانسه شدند و در سال 1334 از دانشگاه علوم پاریس موفق به دریافت درجه دکترای آمار شدند. ایشان مدتی در کشور یوگوسلاوی به تدریس آمار پرداختند وسپس در سال 1336 به دعوت مهندس عطائی برای دانشیاری آمار و تحقیق در دانشکده کشاورزی به ایران بازگشتند و پس از 5 سال تدریس به مقام استادی رسیدند و در سال 1358 بازنشسته شدند. دکتر خواجه نوری علاوه بر تحصیل مسئولیت های زیر را نیز به عهده داشتند :
مشاور سازمان بیمه های اجتماعی و وزارت کار ، مشاور سازمان آمار عمومی ، عضو هیئت اجرائی آزمون شناسی ، رئیس و استاد موسسه آموزش عالی آمار .
ایشان پس از بازنشستگی از دانشگاه تهران در دانشگاه تربیت مدرس آمار عمومی و همینطور مکانیزاسیون اقتصاد وزارت کشاورزی را تدریس می کردند.
دکتر خواجه نوری در 30 فروردین 1362 پس از سالها تدریس و تحقیق در سن 65 سالگی بر اثر سکته مغزی به رحمت ایزدی پیوستند. از ایشان دو فرزند به نام های زهرا و کاظم به یادگار مانده است .
ایشان در دانشگاه تهران و سایر موسسات آموزشی دوس زیر را تدریس می نمودند : روشهای مقدماتی آمار ، روش های آمار گیری نمونه ای ، اقتصاد ریاضی(اکونومتری) ، جامعه سنجی(سوسیومتری) ، روانسنجی(پیسیکومتری) ، جبر ماتریس ، آمار ریاضی و تعدادی دروس مشابه دیگر در سطح های کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکتری اشتغال داشتند.

+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه 1388/02/24 و ساعت 1:10 بعد از ظهر |

در سال 1937 در طی جنگ جهانی دوم خرید میلیونها تن مواد غذایی ، مهمات و پوشاک و دارو و ... توسط ارتش آمریکا بدون آنکه روش علمی برای کنترل و بازرسی آن وجود داشته باشد سران ارتش آمریکا را وادار نمود که به سراغ کنترل کیفیت آماری بروند . این اقدام ارتش آمریکا از یک طرف منجر به پیروزی آن در جنگ جهانی دوم و از طرف دیگر سبب پایه گذاری علم کنترل کیفیت ( آماری ) در دنیا گردید .
در کنترل کیفیت آماری که امروزه به طور گسترده ای در صنایع پیشرفته دنیا به کار می رود . سعی بر این است که ضایعات تولید تا حد امکان کاهش یابد . چنانچه مدیری بخواهد کنترل کیفیت را اجرا کند باید آمار بگیرد . به عنوان مثال تعیین نماید که آیا ضایعات کارخانه یا کارگاه نسبت به دیروز افزایش یافته است یا کاهش ؟ آیا ضایعات این کامیون مواد خام نسبت به کامیون قبلی فرق دارد یا خیر ؟ سپس لازم است این آمارها را به صورت نمودار در آورده و بعد از تجزیه و تحلیل نمودار ها ریشه نقایص را بیابد . به این ترتیب می توان با استفاده از کنترل کیفیت آماری کنترل موثری بر تولید داشت .
در سال 1960 اولین حلقه های کنترل کیفیت برای بهبود روشهای کنترل کیفیت در ژاپن تشکیل شد . این حلقه ها عبارتست از تقسیم مجموعه عوامل موثر بر کیفیت به حلقه های مختلف و تقسیم حلقه های بزرگ به حلقه های کوچک ؛  هدف اصلی از تشکیل این حلقه ها آن بود که شرایط مناسب برای بهبود کیفیت محصول تولیدی فراهم شود .
کار حلقه های کنترل کیفیت از همان آغاز با موفقیت های چشمگیری رو به رو شد و به همین دلیل واحدهای تولیدی در بسیاری از کشورها این حلقه ها را در صنعت خود تشکیل دادند . در سالهای اخیر در اکثر واحدهای تولیدی ، سیستمهای مختلف کنترل کیفیت تضمین کننده سلامت ، بهداشت ، رفاه و ... افراد جامعه موجود است.

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1388/02/15 و ساعت 12:22 بعد از ظهر |

آمار رشته وسیعی از ریاضی است كه راههای جمع آوری، خلاصه سازی و نتیجه گیری از داده ها را مطالعه می كند. این علم برای طیف وسیعی از علوم دانشگاهی از فیزیك و علوم اجتماعی گرفته تا انسان شناسی و همچنین تجارت، حكومت داری و صنعت كاربرد دارد.
هنگامی كه داده ها جمع آوری شدند چه از طریق یك شیوه نمونه گیری خاص یا به وسیله ثبت پاسخ ها در قبال رفتارها در یك مجموعه آزمایشی ( طرح آزمایشcf  ) یا به وسیله مشاهده مكرر یك فرایند در طی زمان  ( سری های زمانی ) خلاصه های گرافیكی یا عددی را می توان با استفاده از آمار توصیفی به دست آورد.
الگوهای موجه در داده ها سازمان بندی می شوند  تا استنباط در مورد جمعیت های بزرگتر به دست آید كه این كار با استفاده از آمار استنباطی صورت می گیرد و  تصادفی بودن و عدم حتمیت در مشاهدات را شناسایی می كند. این استنباط ها ممكن است به شكل جوابهای بله یا خیر به سؤالات باشد ( آزمون فرض )، مشخصه های عددی را برآورد كند ( تخمین ) ، پیش گویی مشاهدات آتی باشد، توصیف پیوند ها باشد ( همبستگی ) ویا مدل سازی روابط باشد ( رگرسیون ).
 شبكه توصیف شده در بالا گاهی اوقات به عنوان آمار كاربردی اطلاق می شود. در مقابل، آمار ریاضی ( یا ساده تر نظریه آماری ) زیر رشته ای از ریاضی كاربردی است كه از تحلیل و نظریه احتمال برای به كارگیری آمار برروی یك پایه نظری محكم استفاده می كند.
● احتمال
 كلمه احتمال از كلمه لاتین probare  ( به معنی اثبات یا آزمایش كردن ) منشأ می گیرد. در زبان محاوره، احتمال یكی از چندین لغتی است كه برای دانسته یا پیشامدهای غیر حتمی به كار میرود و كم و بیش با لغاتی مثل مشابه، با ریسك، خطرناك، نامطمئن، مشكوك و  بسته به متن قابل معاوضه می باشد. شانس، بخت و شرط بندی از لغات دیگری هستند كه نشان دهنده برداشت های مشابهی هستند. همانگونه كه نظریه مكانیك تعاریف دقیقی از عبارات متداولی مثل كار و نیرو دارد، نظریه احتمال نیز تلاش دارد تا برداشت های احتمال را كمیت سازی كند.
● روش های آماری
۱) مطالعات تجربی و مشاهداتی
ـ هدف كلی برای یك پروژه تحقیقی آماری، بررسی حوادث اتفاقی بوده و به ویژه نتیجه گیری روی تأثیر تغییرات در مقادیر شاخص ها یا متغیر های مستقل روی یك پاسخ یا متغیر وابسته است. دو شیوه اصلی از مطالعات آماری تصادفی وجود دارد : مطالعات تجربی و مطالعات مشاهداتی . در هر دو نوع از این مطالعات، اثر تغییرات در یك یا چند متغیر مستقل روی رفتار متغیر های وابسته مشاهده می شود. اختلاف بین این دو شیوه درچگونگی مطالعه ای است كه عملاً هدایت می شود.
ـ  یك مطالعه تجربی در بردارنده روش های اندازه گیری سیستم تحت مطالعه است كه سیستم را تغییر می دهد و سپس با استفاده از روش مشابه اندازه گیری های اضافی انجام می دهد تا مشخص سازد كه آیا تغییرات انجام شده، مقادیر شاخص ها را تغییر می دهد یا خیر. در مقابل یك مطالعه مشاهداتی، مداخلات تجربی را در بر نمی گیرد. در عوض داده ها جمع آوری می شوند و روابط بین پیش بینی ها و پاسخ بررسی می شوند.
ـ  یك نمونه از مطالعه تجربی، مطالعات Hawthorne مشهور است كه تلاش كرد تا تغییرات در محیط كار را در كمپانی الكتریك غربی Howthorne  بیازماید. محققان علاقه مند بودند كه آیا افزایش نور می تواند كارایی را در كارگران خط تولید افزایش دهد. محققان ابتدا كارایی را در كارخانه اندازه گیری كردند و سپس میزان نور را در یك قسمت از كارخانه  تغییر دادند تا مشاهده كنند كه آیا تغییر در نور می تواند كارایی را تغییر دهد. به واسطه خطا در اقدامات تجربی، به ویژه فقدان یك گروه كنترل، محققان در حالی كه قادر نبودند آنچه را كه طراحی كرده بودند، انجام دهند توانستند كه محیط را با شیوه Hawthorne  آماده سازند.
ـ  یك نمونه از مطالعه مشاهداتی، مطالعه ایست كه رابطه بین سیگار كشیدن و سرطان ریه را بررسی می كند. این نوع از مطالعه به طور اختصاصی از یك آمار گیری ( پیمایش ) استفاده می كند تا مشاهدات مورد علاقه را جمع آوری كند و سپس تجزیه و تحلیل آماری انجام دهد. در این مورد، محققان مشاهدات افراد سیگاری و غیر سیگاری را جمع آوری می كنند و سپس به تعداد موارد سرطان ریه در هر دو گروه توجه می كنند.
 مراحل پایه برای انجام یك تجربه عبارتند از :
ـ  برنامه ریزی تحقیق شامل تعیین منابع اطلاعاتی، انتخاب موضوع تحقیق و ملاحظات اخلاقی برای تحقیق و روش پیشنهادی.
ـ   طراحی آزمون شامل تمركز روی مدل سیستم و اثر متقابل متغیر های مستقل و وابسته.
ـ  خلاصه سازی از مجموعه مشاهدات برای جامعیت بخشیدن به آنها با حذف جزئیات ( آمار توصیفی ).
ـ   رسیدن به اجماع در مورد آنچه مشاهدات درباره دنیایی كه مشاهده می كنیم به ما می گویند ( استنباط آماری ).
ـ  ثبت و ارائه نتایج مطالعه.
۲)  سطوح اندازه گیری
     چهار نوع یا مقیاس اندازه گیری در آمار استفاده می شود. چــهار نوع یا سطح اندازه گیری ( ترتیبی، اسمی، بازه ای و نسبی ) دارای درجات متفاوتی از سودمندی در تحقیقات آماری دارند. اندازه گیری نسبی در حالی كه هم یك مقدار صفر و فاصله بین اندازه های متفاوت تعریف می شود بیشترین انعطاف پذیری را در بین روش های آماری دارد كه می تواند برای تحلیل داده ها استفاده شود. مقیاس تناوبی با داشتن فواصل معنی دار بین اندازه ها اما بدون داشتن میزان صفر معنی دار ( مثل اندازه گیری IQ  یا اندازه گیری درجه حرارت در مقیاس سلسیوس ) در تحقیقات آماری استفاده می شود.
۳) تكنیك های آماری
     بعضی از آزمون ها و روش های آماری برای مشاهدات تحقیقی آماری شناخته شده عبارتند از :
▪  آزمون تی استیودنت
▪  آزمون توان دوم كای ( خی دو )
▪  آنالیز واریانس ( ANOVA)
▪  آزمون Mann-Whitney U
▪  تحلیل رگرسیون
▪  همبستگی
▪  آزمون كمترین تفاوت معنی دار ( LSD ) فیشر
▪  ضریب همبستگی حاصل ضرب گشتاوری پیرسون
▪  ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن
نظریه عمومی احتمال به دو اصل وابسته تقسیم می شود :
▪  احتمال كتّره ای : كه نشان دهنده احتمال پیشامدهای آینده است كه به وسیله بعضی از پدیده های فیزیكی تصادفی هدایت می شود. این اصل را می توان به پدیده های فیزیكی كه با اطلاعات كافی اصولاً قابل پیش بینی اند و پدیده هایی كه اساساً قابل پیش بینی نیستند تقسیم بندی كرد.  نمونه هایی از نوع اول شامل پرتاب تاس یا بازی رولت در قمار است و یك مثال از نوع دوم از بین رفتن ماده رادیو اكتیویته است.


كاربرد مهم دیگر نظریه احتمال در زندگی روزمره، اعتبار است. اغلب تولیدات مصرفی مثل اتومبیل و وسایل الكترونیكی در طراحی آن ها از نظریه اعتبار استفاده می شود به نحوی كه احتمال نقص آن ها كاهش یابد. احتمال نقص با مدت ضمانت فرآورده معمولاً ارتباط نزدیك دارد.



▪  احتمال شناختیك : كه نشان دهنده عدم قاطعیت ما در مورد گزاره ای است وقتی كه فرد آگاهی كامل از شرایط اتفاقی ندارد. چنین گزاره هایی ممكن است در مورد پیشامدهای گذشته یا آینده باشد اما نیاز به آن نیست. بعضی مثال ها از احتمال شناختیك آنهایی هستند كه در آن ها یك احتمال به گزاره ای داده می شود كه در آن یك قانون پیشنهادی فیزیك به وقوع پیوسته است و تعیین اینكه چقدر احتمال است كه یك مظنون بر اساس شواهد موجود مرتكب جنایت شده باشد.
 یك سؤال كلی وجود دارد كه آیا احتمال كتره ای به واسطه عدم توانایی ما در پیش بینی دقیق نیروهایی كه ممكن است وقوع مرگ را متأثر سازند به احتمال شناختیك تبدیل شود یا اینكه چنین عدم اطمینانی در ماهیت خود واقعیت وجود دارد به ویژه در پدیده های كوانتومی كه توسط اصل عدم حتمیت هایزنبرگ بیان شده است.هرچند قوانین ریاضی مشابهی صرفنظر از تفسیر انتخاب شده اعمال می شوند، گزینه انتخابی از نظر احتمال مورد استفاده دارای معانی مهمی است كه برای مدل سازی دنیای واقعی به كار می رود.

با شبیه سازی آماری  میتوان به تمامی دانشهای روز جهان دسترسی پیدا کرد.


ادامه مطلب زیبایی های آمار را می گوید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در پنجشنبه 1388/02/03 و ساعت 9:55 قبل از ظهر |

رونالد فيشر

دانشمندي كه علم آمار را پايه گذاري كرد 

مردي كه به علت بينايي بسيار ضعيف نمي توانست به ميدان جنگ برود ، با ماندن در كتابخانه وآزمايشگاه قوانيني را پي ريزي كرد كه دنياي علوم تجربي را معني دار كردند . برخي ازيافته هاي فيشر آنچنان شگفت انگيزند كه بيشتر به سحر و جادو مي مانند تا رياضيات. او روشي را يافت كه از طريق آن مي شد  

با داشتن نتايج سفرهاي اكتشافي براي يافتن جانوران جديد ، تعداد گونه هاي جانوري موجود در زمين را كه هنوز كشف نشده اند ، تخمين زد . او همچنين يكي از پيشتازان ((نظريه مقدار كرانه اي)) است .با استفاده از اين نظريه ، مي توان نتايج رويدادهاي گذشته - نظير زمين لرزه ها - را براي برآورد احتمال وقوع شديدترين رويداد از اين نوع  طي هزار يا حتي ده هزار سال آينده ، به كار گرفت . حتي تصوراينكه چنين پرسش هايي مي توانند پاسخ داشته باشند ، نيازمند خلاقيت و نبوغي سطح بالاست .اما فيشر اين نبوغ را از كجاآورده بود ؟

بدون شك پيشينه خانوادگي او در اين مورد هيچ تأثيري نداشته است . فيشر در سال 1890 ، در فينچلي شرقي در لندن به دنيا آمد . پدر او متصدي حراج اشياء هنري بود و به جز يكي از عمو هايش كه در كمبريج رياضيات خوانده بود، در خانواده آنها كسي به مقوله هاي علمي تمايل نشان نداده بود .اما رونالد نشانه هاي سنتي مهارت هاي رياضي را كه علاقه مندي به اعداد در سنين پايين بود ، نشان داده بود . در مدرسه نيز استعداد او خيلي زود خود را نمايان كرد. اما در كنار آن ، نقصي نيز عيان شد كه ممكن بود پيشروي او در مسير دانش را آهسته كند ، اما برعكس ، در فعاليت هاي حرفه اي او نقشي مؤثر و ارزشمند داشت . چشم هاي فيشر بسيار ضعيف بودند و در سنين نوجواني اين ضعف بينايي به حدي رسيد كه اگر از عينك هاي با عدسي بسيار ضخيم استفاده نمي كرد ، تقريباٌ چيزي نمي ديد . پزشك او نيز به او اخطار كرده بود كه نبايد زير نور مصنوعي كار كند . اين موضوع فيشر را مجبور كرد تا به جاي استفاده از كاغذ و قلم ، تنها از ذهن خود براي به تصوير كشيدن مسائل كمك  بگيرد . در اين ميان ، او روش هاي هندسي مخصوصي را ابداع كرد كه به او امكان مي داد مسائلي را حل كند كه ساير رياضي دانان كه از  روش هاي معمول استفاده مي كردند ، از حل آن ها درمانده بودند. 

در 19 سالگي ، فيشر با استفاده از كمك هزينه تحصيلي وارد دانشگاه كمبريج شد ، در حالي كه در دو حوضه علمي كه قرار بود نام او را  بلندآوازه كند (رياضيات و زيست شناسي ) معلوماتي فراتر از هم سن و سالان خود داشت . اما زماني كه با رتبه اول در سال 1912 از اين  دانشگاه فارغ التحصيل شد  ، جايي را براي عرضه استعداد هايش نيافت دور از ميدان جنگ در آزمايشگاه اندكي بعد با آغاز جنگ جهاني اول ، فيشر كه علاقه مند بود به كشورش خدمت كند ، براي رفتن به خط مقدم داوطلب شد . او همه       آزمون ها را پشت سر گذاشت ، اما از لحاظ ميزان بينايي امتياز لازم را كسب نكرد . به اين ترتيب كسي كه قرار بود  برخي از مفاهيم كليدي دانش در قرن بيستم را ابداع كند ، از رفتن به جنگي كه كشته شدن يا مجروح شدن در آن احتمال يك به سه داشت ، معاف شد. به جاي آن ، فيشر به عنوان معلم مشغول به كار شد و در اوقات بيكاري نيز به بسط انديشه هاي آماري اش پرداخت . سرانجام در سال 1919 شغلي را در يك ايستگاه تحقيقاتي در روتامستد در هرتفوردشاير به دست آورد . در اينجا بود كه انديشه هاي آماري تحول برانگيزي كه او مدت ها روي آنها كار كرده بود ، كم كم شروع به نتيجه دهي كردند.

در آن زمان ، دانشمندان احساس مي كردند كه روش هاي آماريي كه در حال پديدار شدن هستند ، براي آزمودن نظريات آنها مفيد خواهند بود . با اين حال ، آنها نمي توانستند استفاده چنداني از اين روش ها ببرند ، چرا كه داشتن حجم زيادي از داده ها براي بدست آوردن نتايج قابل احتمال امري ضروري بود و دانشمندان چنين حجم عظيمي از داده ها را در اختيار نداشتند .فيشر تصميم گرفت تا راههايي را براي استخراج قابل اعتمادترين نتايج از ميان حجم كم داده ها بيابد . او دريافت كه كليد اين كار ، بيرون كشيدن بيشترين حجم ممكن از اطلاعات از ميان داده هاي موجود است . او زماني كه هنوز دانشجو بود ، چيزي را يافته بود كه به نظر ميرسيد دقيقاٌ براي اين كار مناسب است . قاعده رياضي «احتمال حداكثر» ، چيزي بود كه به فيشر امكان داد تا «آماره هاي كافي» را بيابد . اينها از كميت هايي بودند كه اطلاعات موجود در يك مجموعه داده را به بهترين شكل جمع بندي ميكردند فيشر كه اكنون به ابزاري قدرتمند مجهز شده بود ، روش هاي آماري متعددي را طراحي كرد كه به دانشمندان آنچه را كه مدتها در آرزويش  بودند ، عرضه مي كرد : يافتن قابل اعتمادترين اطلاعات و نتايج از ميان داده هايي كه در اختيار داشتند

+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1388/01/25 و ساعت 2:42 بعد از ظهر |

اولین اعلامیه حقوق بشر

کورش، پادشاه بزرگ هخامنشی که به بیان برخی مفسرین از جمله علامه طباطبایی به احتمال زیاد همان ذوالقرنین –پادشاه ستوده شده در قرآن- است، منشوری مکتوب از خود به یادگار گذاشته که هنوز نیز موجود است و به عنوان اولین منشور حقوق بشر جهان شناخته شده می شود. این منشور را با هم می خوانیم:

اینك كه به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می كنم :

كه تا روزی كه من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد


دین و آیین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی كه زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد،

هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم كرد

 و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند یا ننماید

و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزی كه پادشاه ایران و بابل و كشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،

كسی به دیگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت

و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند

من تا روزی كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر

بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید.

من تا روزی كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد

و بدون پرداخت مزد ، وی را بكار وادارد .

من امروز اعلام می كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر دینی را كه میل دارد ، بپرسد

و در هر نقطه كه میل دارد سكونت كند ، مشروط بر اینكه در آنجا حق كسی را غضب ننماید ،

و هر شغلی را كه میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو كه مایل است ، به مصرف برساند ،

مشروط به اینكه لطمه به حقوق دیگران نزند .

من اعلام می كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ كس را نباید به مناسبت تقصیری كه یكی از خویشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلی ممنوع است

و اگر یك فرد از خانواده یا طایفه ای مرتكب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران

من تا روزی كه به یاری مزدا ، سلطنت می كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنیز بفروشند

و حكام و زیر دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و كنیز بشوند و رسم بردگی باید به كلی از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

منبع:تبیان۲۰/۹/۸۷

+ نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه 1387/09/20 و ساعت 1:41 بعد از ظهر |

خانه مستوفي الممالک:

                                     

آدرس : ضلع جنوب‌غربي چهارراه گلوبندك  

        

خانه امام خميني:

آدرس : خيابان جماران‌، خيابان سوده‌، جنب حسينيه جماران        

خانه امام‌خميني‌(ره‌) به مساحت 300 مترمربع (150 متر خانه و 150 متر حياط‌) در يك طبقه پشت حسينيه جماران واقع است‌. اين خانه توسط حجت‌الاسلام امامي جماراني به امام داده شد و ايشان ماهانه مبلغي (حدود 80000 ريال‌) به ايشان اجاره مي‌دادند. پس از استقرار امام در اين خانه‌، به دليل سهولت رفت و آمد ايشان به حسينيه‌، راهروي موقتي ميان خانه و بالكن حسينيه ساخته شد. هم اكنون اين خانه با نگه داشتن وسايل شخصي امام‌خميني‌(ره‌) تبديل به موزه شده و مورد بازديد علاقه‌مندان است‌.

خانه ميرزا محمد قوام الدوله(سراي وثوق الدوله):

                                       

آدرس : خيابان اميركبير، حد فاصل چهارراه سرچشمه و سه راه امين حضور، كوچه ميرزا محمد وزير           

.

ساختمان زور خانه بانک ملي:

                                       

آدرس : خيابان فردوسي  

ساختمان زورخانه بانك ملي در 1325 ساخته شده است‌. معماري ساختمان هر چند ساده و سنتي است‌، سردر سنگي بنا كه توسط استاد ابوالحسن خان صديقي ساخته شده است‌، ويژگي خاصي دارد. اين سردر نقش برجسته سه خان شاهنامه را به نمايش گذاشته است‌: 1. به كمر كشيدن زن جادوگر; 2. كشته شدن ديو سفيد; 3. كشته شدن اژدها به دست رستم‌. ارتفاع اين سنگ 430 * 85 سانتي‌متر است‌‌.

ساختمان صندوق پس انداز بانک ملي:

                                         

آدرس : خيابان فردوسي

ساختمان بانك ملي به وسيله هنريش‌، معمار آلماني‌، بين سال‌هاي 1300 و 1310، در زمان رضاخان پهلوي ساخته شد. براي نخستين بار در آن زمان‌، در معماري بناهاي دولتي از تلفيق معماري باستاني ايران و معماري اروپا استفاده‌شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در سه شنبه 1386/05/16 و ساعت 11:43 قبل از ظهر |